<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عقل سرخ</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com</link>
<description>نوشته هایی درباره سیاست و فرهنگ</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 May 2012 01:33:38 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مروري بر ابعاد سناريوهاي كنوني و آينده دشمن در قبال نظام اسلامي</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-336.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;رمزگشايي از جعبه سياه امنيتي غرب &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از اتفاقي كه در سال88 افتاد، مجموعه آن نهادهايي كه فتنه 88 را در ايران طراحي كرده بودند به طور مفصل به بررسي اين مسئله پرداختند كه فتنه 88 به چه دليل شكست خورد، چون آمريكايي ها هنوز هم معتقدند كه فتنه 88 يك فرصت بي نظير بود كه از دست رفت. براي آن ها بسيار مهم است كه نخست بتوانند مجدد آن فرصت را احيا كنند و دوم اگر اين بار اين فرصت احيا شد، از دست نرود و بتوانند حداكثر استفاده را از آن ببرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين برنامه بسيار جامعي تدوين شده است. اگر چه اين برنامه كاملا ناموفق است، در عين حال جامع است و ابعاد مختلفي در آن ديده شده است كه دوباره ناآرامي هاي سال88 يا شكل ديگري از بي ثباتي سياسي و اجتماعي در ايران توليد شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محورهاي اين طرح جامع بسيار متنوع هستند كه به طور خلاصه چند محور كليدي آن عبارت اند از:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- تشديد شكاف هاي سياسي درون حاكميت و انتقال شكاف ها از سطح سياسي به سطح اجتماعي: به وجود آوردن وضعيتي كه نخست نهادهاي سياسي در نظام تا حد كينه توزي و دشمني در مقابل همديگر قرار بگيرند و بعد بدنه اجتماعي اين نهادها و گروه هاي سياسي هم در مقابل هم قرار بگيرند. در واقع مي خواهند شكاف سياسي تبديل به شكاف اجتماعي شود و در نهايت يك پروژه فروپاشي اجتماعي در ايران رخ دهد. مانند كاري كه در سال88 مي خواستند انجام دهند، اما موفق نشدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال88 شكاف سياسي رخ داد، اما شكاف اجتماعي به آن شكلي كه مدنظر دشمن بود و مي توانست كشور را فلج كند، اتفاق نيفتاد. مردم خيلي زود متوجه شدند كه يك طرف اين صحنه در حال دروغ گفتن است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين در روز 9دي وحدتي در بدنه جامعه به وجود آمد كه باعث شد به تدريج آن شكافي كه در رأس بود هم از بين برود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- ناكارآمد نشان دادن ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران: هم جريان فتنه و هم جريان انحراف هر دو به دنبال محقق كردن اين هدف هستند. در واقع آن ها تلاش مي كنند اين نكته را به مردم القا كنند كه مشكل اساسي در كشور ما ساختار نظام است و اگر ناكارآمدي وجود دارد، ناكارآمدي ساختاري است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همان طور كه جريان اصلاح طلب دنبال پروژه ساختارشكني بود، جريان انحراف هم از مسير ديگر و البته به شكلي پيچيده تر همين هدف را دنبال مي كند؛ يعني، آن ها در نهايت مي خواهند اين جمع بندي را به وجود آورند كه بايستي تغييرات ساختاري در نظام شكل بگيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين بخش قابل توجهي از پروژه دشمن است، چون ساختاري كه در ايران شكل گرفته و اساساً مبتني بر يك نظام ولايي است، مهم ترين مشكل آن ها به شمار مي رود. بنابراين اگر گروه هايي در داخل ايران داوطلب صدمه زدن و ضربه زدن به اين ساختار باشند، به شدت مورد حمايت قرار مي گيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- تلاش براي اعتبارزدايي از رهبر معظم انقلاب: يكي از مهم ترين ارزيابي هاي دشمن در سال88 اين بود كه از اصلي ترين عوامل شكست فتنه88، اقتدار رهبري، اشراف ايشان بر ساختار حاكميت، محبوبيت اجتماعي وسيع ايشان و قدرت ايشان در مديريت بحران بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ارزيابي دشمن اين است كه تا زماني كه در ايران ولي فقيه وجود دارد، آنها قادر نخواهندبود كه هيچ ناآرامي موفقي را در ايران شكل بدهند و هر پروژه اي كه اتفاق بيفتد ظرف مدت زمان كوتاهي شكست خواهد خورد، به دليل اين كه به يك مانع جدي به نام اقتدار رهبري در ايران برخورد مي كند. بنابراين يك پروژه بسيار جدي وجود دارد و آن اين است كه به هر قيمت ممكن توانايي رهبري براي مديريت و مهار بحران ها آسيب ببيند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين پروژه از حمله به شخص ايشان آغاز مي گردد تا مجموعه اقدام هايي كه از جانب برخي از گروه هاي سياسي انجام مي شود تا رهبري را وارد منازعاتي كنند كه از ديد آنها به اعتبار رهبري صدمه مي زند. همچنين منتسب كردن بعضي از ناكارآمدي ها و مشكلات به ايشان جزو پيامدهايي است كه آنها از آن استقبال مي كنند. اينها همه در چارچوب راهبردي است كه مي گويد حتما بايد اعتبار رهبري آسيب ببيند تا بتوان مجدداً پروژه فتنه 88 را در ايران بازسازي كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4. محور آخر براي بازسازي فتنه 88 در ايران، ايجاد بحران در سياست خارجي كشور است به نحوي كه مردم در داخل به اين نتيجه برسند كه سياست خارجي كشور بايد هرچه سريع تر تغيير كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبديل بحران هاي سياست خارجي به بحران هاي سياست داخلي و شكستن اجماع ملي درباره پروژه هاي سياست خارجي شايد جزو مهمترين مسائلي است كه در دستور كار سرويس هاي غربي در ايران قرار دارد. به عنوان مثال بحث هسته اي و تحريم ها را درنظر بگيريد. امروز مهم ترين هدفي كه دشمن از بحث تحريم ها تعقيب مي كند اين است كه موضوع تحريم ها را به يك مسئله داخلي تبديل سازد؛ يعني، كساني در داخل كشور اين بحث را شروع كنند كه تحريم ها خيلي سنگين شده است و فن آوري هسته اي ارزش ندارد كه ما اين قدر به خاطر آن هزينه بدهيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در واقع در شرايط فعلي دروني كردن درگيري ها و مسائل سياست خارجي براي آمريكايي ها فوق العاده اهميت دارد. شايد اين مهم ترين پروژه اي است كه ما امروز در محيط امنيت ملي و سياست خارجي با آن مواجه هستيم. به نظر دشمن، تركيب اين مسائل با همديگر، شرايطي را به وجود خواهدآورد كه به نحوي مي تواند زمينه بازسازي فتنه 88 را فراهم سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پايان سال گذشته، در اخبار اعلام شد كه پروژه جديد فشار عليه ايران در حال شكل گيري است. پروژه اي كه نام معنادار «هديه 60» را برآن نهادند و كدهاي متعددي از آن ارائه شد كه نشان مي داد طراحي پيشرفته اي عليه ايران در حال انجام است؛ اين پروژه اهداف متعددي را دنبال مي كرد يكي از اهداف عمده اين پروژه، تلاش براي واردكردن يك ضربه نهايي به نظام در انتخابات بود، به گونه اي كه تا انتخابات آتي رياست جمهوري تداوم يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ادامه پروژه جديد فشار، برضد ايران چند پروژه زيرمجموعه اين پروژه بزرگ تعريف شده بود؛ از جمله واحدسازي اپوزيسيون از طريق برگزاري كنفرانس هاي زنجيره اي گذار به دموكراسي، هجمه به رهبري نامه نگاري به رهبري، طرح عمليات رواني و فريب برخي از روحانيون، چهره هاي مذهبي و... كه به طور كلي پروژه هايي به هم پيوسته، ذيل پروژه هديه 60 بودند كه در فاز اجرايي قرار گرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بحث كنفرانس ها و هجمه به رهبري بايد در چارچوبي كلي تر مطرح شود. پروژه اي كه مي توان آن را «بازسازي فتنه 88 در ايران» از راه بازآرايي سازمان اپوزيسيون ناميد؛ يعني، آمريكايي ها تصميم گرفتند كه سازمان اپوزيسيون خارج از كشور را نوآرايي كنند، مجموعه جريان هايي را كه تحت عنوان اپوزيسيون در خارج فعاليت مي كنند از وضعيت 30 سال گذشته خا رج كنند و اصلاحاتي را در آن ها به وجود آورند تا در مبارزه بر ضد جمهوري اسلامي كارآمدتر شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصلاحاتي كه آن ها قصد دارند در سازمان اپوزيسيون به وجود آورند، از چند محور تشكيل شده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- تلاش براي تجميع اپوزيسيون؛ يعني تلاش براي كم رنگ كردن مرزهايي كه به طور تاريخي، ايدئولوژيك يا سازماني بين اين نيروها هميشه وجود داشته است. هدف آن ها نشاندن اين افراد دور يك ميز و و ايجاد پروژه هاي مشترك ميان آن هاست. در واقع آمريكايي ها مي كوشند اين قهر تاريخي را كه بين اضلاع مختلف اپوزيسيون وجود داشته و باعث شده است آن ها هيچ وقت متحد عمل نكنند و بخش بزرگي از نيروهايشان صرف مبارزه با همديگر شود، علاج كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- تقسيم كار بين اپوزيسيون؛ واضح است كه سرويس هاي اطلاعاتي غربي به ويژه آمريكا، انگليس، فرانسه و اسرائيل، با توجه به سابقه طولاني اپوزيسيون ايراني، كاملا به اين نتيجه رسيده اند كه تمامي اين گروه ها از توانايي يكساني برخوردار نيستند. برخي از اين گروه ها صرفا كاركرد رسانه اي و عمليات رواني دارند، مانند مجموعه گروه هايي كه در زمينه حقوق بشر فعاليت مي كنند. برخي ديگر از آن ها توانايي هاي عملياتي دارند، مانند منافقين يا برخي معارضين كرد. برخي ديگر توانايي هاي اطلاعاتي هم دارند، مثل منافقين كه در حوزه جمع آوري مي توانند به سرويس هاي اطلاعاتي غربي كمك كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين براي آمريكايي ها مهم است كه مجموعه كاركردهاي آنان را در يك پروژه كلان گردآوري كنند و بين آن ها تقسيم كار انجام دهند تا هر كدام از آن ها متولي انجام بخشي از پروژه باشند و در نهايت پروژه به طور كامل عملي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- برداشتن مرز ميان فعاليت تروريستي و فعاليت اپوزيسيوني؛ كاملا واضح است برخي از گروه هايي كه در كنفرانس هاي «واشنگتن»، «لندن» و «اولاف پالمه» دور هم گرد آمده اند سوابق واضح و ثبت شده تروريستي دارند و حتي اسلحه به دست بوده اند و در خيابان هاي ايران آدم كشته اند، اما حالا كت و شلوار پوشيده اند، كراوات زده اند و كنار كساني مي نشينند كه در فعاليت بر ضد نظام جمهوري اسلامي مشي سياسي داشته اند. آمريكايي ها مي خواهند كه قبح نشستن كنار تروريست ها و مشاركت در پروژه هاي تروريستي شكسته شود، گروه هاي اپوزيسيون كاركردهاي همديگر را بپذيرند و آن مرزبندي و فاصله گذاري تاريخي با گروه هاي مسلح از بين برود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- رسمي كردن و آشكار كردن حمايت از اين گروه ها؛ تاكنون حمايت هاي اطلاعاتي و مالي آمريكا، اسرائيل و كشورهاي ديگر از گروه هاي اپوزيسيون پنهان بود. بعضي از اين گروه ها در فهرست گروه هاي تروريستي كشورهاي غربي قرار دارند و بعضي ديگر آن قدر بدنام هستند كه هزينه حمايت آشكار از آن ها بسيار بالاست. بنابراين آمريكا و ديگر كشورها هميشه به صورت پنهان از آن ها حمايت مي كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در چارچوب اين پروژه جديد آمريكايي ها دنبال اين هستند كه قبح ارتباط رسمي با خارج و حمايت آشكار از اين گروه ها را بشكنند و هم چنين اين گروه ها را متقاعد سازند كه اين حمايت آشكار به نفع آن هاست. ضمن اين كه تحليل آمريكايي ها اين است كه اگر اين حمايت به طور آشكار انجام شود، اين گروه ها اعتماد به نفس بيش تري پيدا خواهند كرد. با داشتن اين چارچوب كلان، جايگاه مجموعه كنفرانس هايي كه با هدف اتحاد و تجميع اپوزيسيون در سال گذشته از جانب سرويس هاي غربي در اروپا و آمريكا برگزار شد، روشن مي شود. در اين زمينه شواهد متعددي وجود دارد كه نشان دهنده تحركات وسيع غرب عليه نظام جمهوري اسلامي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد اول، تحرك شديد سرويس هاي اطلاعاتي براي تجميع اپوزيسيون است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد دوم، مربوط است به تمركز جامعه اطلاعاتي و رسانه اي غرب روي شخص رهبر معظم انقلاب. نخست براي تقدس زدايي از ايشان، دوم زير سؤال بردن عملكرد و كارنامه ايشان و سوم عادي سازي بحث درباره ايشان در فضاي داخلي ايران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد سوم، مربوط است به مجموعه تلاش هايي كه طرف غربي براي ارتباط گيري مستقيم با جامعه ايراني انجام مي دهد؛ از ايجاد سفارت مجازي تا سرمايه گذاري هاي سنگين در زمينه ايجاد زيرساخت هاي لازم براي دسترسي ويژه ايرانيان به اينترنت انجام مي دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد چهارم، مربوط است به حضور مقام هاي آمريكايي در رسانه ها و تلاش براي ايجاد ارتباط هاي مستقيم با جامعه ايراني.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد پنجم، مربوط به توليد سخت افزارهاي جديد و تحويل اين سخت افزارها به گروه هاي مختلف اپوزيسيون براي جمع آوري اطلاعات در داخل ايران است كه در اين باره شواهد و اطلاعات مفصلي وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجموعه اين ها نشان دهنده اين است كه تمركز روي جامعه ايراني و ارتباط گيري مستقيم به عنوان يكي از رئوس پروژه هديه 60 در پروژه جنگ نرم دشمن قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد ششم، كه در شرايط فعلي از اهميت بسياري برخوردار است مربوط به هم زمان كردن و منطبق كردن تحريم ها با اين پروژه اطلاعاتي است. رويكرد تحريم ها از حدود 6ماه پيش كاملاً تغيير كرده است؛ كه تا قبل از اين، متمركز بر برنامه هسته اي و موشكي ايران بود، ولي اكنون متمركز بر زندگي عادي مردم ايران است؛ يعني، تلاش آن ها متمركز بر مختل كردن زندگي عادي مردم و ايجاد نارضايتي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاهد هفتم(آخر)، مربوط به ايجاد هماهنگي بين اپوزيسيون داخل و خارج از كشور است كه طي آن فتنه سبز كانال هاي مستقيمي براي ارتباط با اپوزيسيون خارج از كشور پيدا كند و در يك تقسيم كار مشترك با آن ها قرار بگيرد. آخرين نمونه آن را در انتخابات مجلس نهم ديديم كه چطور استراتژي تحريم انتخابات از بيرون توليد شد و در داخل از آن تبعيت شد؛ يعني، اپوزيسيون داخل و اپوزيسيون خارج يك استراتژي واحد را درباره انتخابات در پيش گرفتند و اين نشان مي دهد كه بين آن ها هماهنگي ايجاد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هم چنان كه اصلا ايجادتشكيلاتي به نام «شوراي هماهنگي راه سبز اميد» با همين هدف بود كه سران داخلي فتنه در خارج از ايران داراي نمايندگان مشخصي باشند كه خارجي ها بتوانند با آن ها ارتباط برقرار كنند. اين مجموعه شواهدي است كه مي توان آن ها را براي اثبات اصل وجود چنين پروژه اي بيان كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لازم به ذكر است كه هدف اين پروژه منحصر به تأثيرگذاري بر انتخابات مجلس نبوده است. هدف اين پروژه يك هدف كلان است كه در پي بازسازي فتنه 88 در ايران مي باشد. در واقع سرويس هاي غربي مطالعه جامعي انجام داده اند كه چرا فتنه 88 در ايران شكست خورد و چگونه مي شود فتنه 88 را مجدد بازسازي كرد. در آن مطالعه اقدام هاي وسيعي پيش بيني شده است. يكي از آن ها مربوط به سازمان دهي اپوزيسيون و ايجاد ارتباط بين اپوزيسيون داخل و خارج است كه توسط تحريم ها تقويت مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ولي موضوع فراتر از اين انتخابات يا انتخابات خاص است. آمريكايي ها به دنبال اين هستند كه سازمان اپوزيسيون تجديد شود، كاركردهاي جديدي پيدا كند و براي هدف گذاري هاي آينده آن ها بر ضد جمهوري اسلامي ايران تبديل به يك مجموعه كارآمدتر شود. اين هدف كليدي آن هاست. بنابراين اين پروژه مرحله به مرحله، تكامل پيدا خواهد كرد. البته تا امروز اين پروژه با شكست هاي بسيار مهمي مواجه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;برنامه هاي حال و آينده اين پروژه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولين برنامه عملياتي اين پروژه، افزايش فشارهاي خارجي بر مردم ايران با هدف بدبين كردن آنان نسبت به حاكميت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومين برنامه آن، افزايش تهاجم عملياتي به اهداف داخلي است كه به شكل عمليات نيمه سخت مانند: «ترور، انفجار، خراب كاري» و اشكال ديگر افزايش پيدا خواهد كرد؛ كه دو هدف را پيگيري مي كند: «نخست، به چالش كشيدن اقتدار امنيتي حاكميت. دوم، ايجاد شرايطي جهت كند شدن برنامه هسته اي ايران»، تا غرب زمان كافي براي پيگيري اهداف خود، به دست آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومين برنامه اين پروژه، كه نكته مهم و قابل توجهي است- تلاش براي بازگشت جريان فتنه به درون نظام جهت بهره مندي اپوزيسيون از امكانات درون حاكميت، در راستاي عملياتي ساختن پروژه هاي مدنظرشان است. چهارمين طرح عملياتي آن ها، تقويت گفتمان جريان انحرافي در داخل ايران به ويژه از حيث موضوع مذاكره با آمريكاست. به نظر مي رسد جرياني در داخل شكل گرفته كه با هدايت طرف خارجي سعي مي كند كشور را نيازمند مذاكره و معامله با آمريكا نشان دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شواهد حاكي از اين است كه در نهايت، چيدن محصول اين پروژه در انتخابات رياست جمهوري اتفاق خواهد افتاد. مجموع پروژه هايي كه به آن ها اشاره شد- بعضي از آن ها در گذشته آغاز شده و بعضي هم به تازگي در فاز اجرايي قرار گرفته اند- قرار است كه در انتخابات رياست جمهوري سال 92 محصول دهند. به طور مشخص مسئله اي كه در حال حاضر آن ها انتظارش را دارند اين است كه نخست، ناآرامي هاي اجتماعي در ايران بازتوليد شود، به ويژه از راه طبقه محروم جامعه با افزايش فشار ناشي از تحريم هاي اقتصادي كه در حال حاضر همين موضوع در حال پيگيري و اجراست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومين نكته، تشديد شديد فشارهاي سياسي است؛ به گونه اي كه از رهبري در مديريت اين فرآيند هزينه شود يعني شكاف هاي سياسي به حدي برسد كه مجدد مانند سال 88، اعتبار رهبري و نظام جمهوري اسلامي زير سؤال برود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كساني در داخل حضور دارند كه مجموعه كنش هاي آن ها در قالب برنامه هاي كلان سرويس هاي غربي قرار مي گيرد، به عنوان مثال كساني كه بحث مذاكره با آمريكا را پيگيري مي كنند يا تلاش هايي كه از جانب جريان فتنه براي بازگشت به نظام بدون مرزبندي با فتنه سال 88 صورت مي گيرد، برنامه ريزي شده است. اما مجموعه اتفاق هايي نيز در داخل رخ مي دهد كه تكميل كننده پروژه دشمن است، اما در هماهنگي با دشمن صورت نمي گيرد. در واقع نوعي موضع گيري براي مصرف داخلي است كه براي پروژه هاي سرويس هاي غربي بر ضد ايران زمينه سازي مي كند كه شايد مهم ترين آن در جريان اصولگرا، تشديد شكاف ها و رو در رو ايستادن گروه هاي مختلف اصولگرا با يكديگر و بيرون ريختن اسرار نظام است. عميق تر كردن اين رويارويي و تبديل رقابت به كينه توزي، اتفاقي است كه متأسفانه در انتخابات مجلس شكل گرفت. تلاش دشمن اين است كه اين شكاف ها را در انتخابات رياست جمهوري عميق تر سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين پروژه، برنامه اي كاملاً جدي است كه نشان دهنده اراده دشمن براي متوقف كردن ايران در مرحله تاريخي و حساس فعلي است كه چنانچه ايران از اين مرحله عبور كند به تعبير اسراييلي ها وارد نوعي منطقه مصونيت خواهد شد؛ بنابراين در جدي بودن پروژه هيچ ترديدي نيست اما اين كه طرف مقابل در نهايت موفق خواهد شد يا خير، لازم است به اين نكته توجه كنيم كه قلب اين پروژه مبتني است بر تجديد سازمان، بازسازي و نوسازي سازمان اپوزيسيون.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرمايه گذاري روي اين پروژه، از اصل شكست خورده است. به اين معنا كه گروه هاي اپوزيسيون مانند: «گرايش هاي چپ، گروه هاي راست، سلطنت طلبان، بهاييان، گروه هاي وابسته به حزب توده، فداييان، تروريست هايي مثل كومله، جريان هاي تجزيه طلب، منافقين و...» بي آبروتر از آن هستند كه بتوانند در ايران حركتي مؤثر ايجاد كنند. در واقع تمسك سرويس هاي اطلاعاتي غربي به اين گروه ها، نشان دهنده اين است كه از ارتباط گيري با مردم ايران نااميد هستند. اگر اميدي به اين داشتند كه مي توانند با مردم ايران ارتباطي مؤثر برقرار كنند و اگر مي توانستند كه از اين ناحيه حركتي در داخل ايران ايجاد كنند، بعيد به نظر مي رسيد كه سراغ چنين گروه هاي بي آبرو و ناكارآمدي بروند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سوي ديگر، اجراي پروژه «هديه 60» روي دوش كساني گذاشته شده است كه تحمل چنين باري را ندارند و حتي اگر تمامي ظرفيت هايشان را بسيج كنند بازهم ظرفيت هاي ناچيزي است. برآوردها حاكي از اين است كه دشمن ظرف مدت زمان كوتاهي مجبور خواهد شد كه پروژه «هديه 60» را بازبيني كند و در اين بازبيني، مركز ثقل طراحي خود را از روي بعضي از نيروهاي خارج نشين به عناصر، جريان ها و گروه هاي موجود در داخل كشور منتقل خواهد كرد كه در راستاي تحقق پروژه دشمن، كارآمدي آن ها نسبت به اپوزيسيون خارج از كشور بسيار بيش تر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در باره ميزان امكان تحقق اين پروژه چند نكته قابل ذكر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولين نكته، اين كه تا آن جايي كه به سازمان اپوزيسيون در خارج از كشور مربوط است، امكان تحقق اين پروژه بالاست. به اين معنا كه گروه هاي مختلف ضدانقلاب خارج، از آن جا كه به لحاظ سازماني، هركدام به يكي از سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي بيگانه مرتبط هستند، تجميع اين گروه ها ذيل يك سازمان واحد، علي القاعده براي اين سرويس هاي اطلاعاتي دشوار نخواهدبود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شواهد موجود بيانگر اين است كه اراده جمعي در كشورهاي غربي براي شكل دادن به اين پروژه شكل گرفته است. برگزاري نشست هاي متعدد و پي درپي ميان گروه هاي مختلف اپوزيسيون و كنفرانس هايي كه هدف اعلام شده تمامي آنها ايجاد هماهنگي عملياتي بين اين گروه هاست، نشان دهنده وجود اراده اي جدي، وراي اين طراحي است. بنابراين اگرمنظور از امكان پذير بودن اين پروژه، تحقق اصل وحدت اپوزيسيون است به نظر مي رسد چنانچه سرويس هاي اطلاعاتي حامي اپوزيسيون، اراده كنند، وحدت اپوزيسيون كمابيش رخ خواهد داد اگرچه هيچ وقت كامل نخواهدبود. به اين دليل كه مرزبندي ها و رقابت ميان اين گروه ها تمامي نخواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نكته دوم، اين است كه قلب اين پروژه پيگيري دو هدف است: نخست، ارتباط با داخل ايران يعني هماهنگ كردن رفتار جريان فتنه در داخل با اپوزيسيون خارج كشور. البته به هيچ وجه به آن شكلي كه طرف غربي انتظار دارد امكان پذير نيست؛ به اين علت كه اول جريان فتنه در داخل ايران فاقد سازمان سياسي قابل اتكا است؛ زيرا اين سازمان و پايگاه اجتماعي فعال اين جريان در سال 88 ، يا از بين رفته يا تبديل به پايگاه اجتماعي غيرفعال شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ضمن اينكه هماهنگ شدن با ضدانقلاب خارج از كشور، براي اپوزيسيون داخلي بسيار گران تمام خواهدشد؛ زيرا به هر ميزان اپوزيسيون داخلي خود را در جريان ضدانقلاب هماهنگ كند، ازسوي افكارعمومي به هماهنگي با طرف خارجي متهم خواهدشد و مورد تنفر مردم قرار خواهدگرفت؛ از سوي ديگر توجيه كافي براي برخورد با آنها ايجاد خواهدشد. بنابراين ايجاد ردپا در داخل از راه جريان فتنه در اين پروژه بسيار دشوار است هرچند خود جريان فتنه نيز در داخل به اين موضوع علاقه مند و مشتاق است كه بتواند به نوعي هماهنگي با بيرون برسد ولي در عمل امكان تحقق آن ضعيف است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محور دوم اين پروژه، ايجاد توانمندي عملياتي است. اصولا اتحاد اپوزيسيون در قالب پروژه «هديه 60» جهت ايجاد پيوند ميان گروه هاي مختلف اپوزيسيون بود تا بتواند از درون اين پيوند، هماهنگي عملياتي ايجاد كند كه درنهايت به عمليات موفق تر برضد نظام منجر شود؛ كه اين مسئله، مستلزم اين است كه بتوانند بر توانمندي اطلاعاتي كه در داخل براي مقابله با چنين پروژه هايي وجود دارد، غلبه كنند. به عبارت ديگر، صرف اتحاد اپوزيسيون براي موفق شدن عمليات آنها در داخل كفايت نمي كند؛ مهم اين است كه آنها بتوانند بر توانمندي اي كه در داخل براي مقابله با ضد اين جريان وجود دارد، غلبه كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تجربه دوسال گذشته به وضوح نشان دهنده اين است كه جامعه اطلاعاتي ايران اشراف بسيار جدي بر زواياي مختلف رفتار اپوزيسيون دارد و بنابراين قادر بوده كه حجم بزرگي از توطئه هاي اين جريان و عوامل حامي آن را خنثي كند و آنچه كه در عمل اتفاق افتاده، درصد بسيار كوچك و ناچيزي است از آنچه كه طراحي كرده بودند. در نتيجه از حيث امكان سنجي تحقق اين پروژه مي توان گفت، تحقق اين پروژه دچار مشكلات جدي است؛ از اين رو تبديل اين جريان به يك بستر جديد عملياتي بر ضد نظام جمهوري اسلامي دچار موانع قابل توجهي است كه در كوتاه مدت قابل برطرف كردن نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;فرصت هاي فراروي نظام&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرصت هايي كه نظام جمهوري اسلامي ايران در اين پروژه در اختيار دارد اين است كه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست، امكاني براي ايران ايجاد شده است كه به لحاظ اطلاعاتي شبكه هاي طراحي شده دشمن را شناسايي كند و درواقع شبكه هاي پنهاني را كه تحت شرايط عادي شناسايي آن ها دشوار بود، در مدت زمان كوتاهي شناسايي كند، علتش اين است كه جريان فتنه از جانب سرويس هاي اطلاعاتي كه اين جريان را اداره مي كنند تحت فشار براي انجام عمليات در داخل ايران، مجبور است كه با بي احتياطي و بدون سنجش همه جوانب دست به اقدام بزند و اين خود به خود فرصتي براي جامعه اطلاعاتي ايران ايجاد مي كند تا درون جريان فتنه نفوذ كند و بتواند ضربات موثري به اپوزيسيون بزند و حتي مي تواند فراتر رفته و بر سرويس هاي اطلاعاتي كه اپوزيسيون را اداره مي كنند، اشراف پيدا كند و اين، اتفاقي است كه محقق شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرصت دومي، كه وجود دارد، آشكار شدن ماهيت واقعي جريان فتنه است. جريان فتنه هميشه سعي كرده است كه ماهيت خود را تحت عناويني مانند: «اصلاحات، خط امام و...» پنهان كند اما امروز مي بينيم كه اين جريان آشكارا با اسرائيل، تروريست ها و با كساني كه دست به جنايت زده اند، مراوده دارند و پروژه مشترك بر ضد ايران تعريف مي كنند؛ از اين رو يكي از نتايج مثبت اين پروژه براي ايران اين است كه ماهيت جريان فتنه و اصلاحات براي مردم و براي كساني كه احيانا در داخل هم چنان نگاه مثبتي به اين جريان ها داشته اند، افشا خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين، تلقي اي كه در حال حاضر نسبت به جريان اصلاحات وجود دارد به هيچ وجه شبيه به تلقي ماقبل سال 88 نيست؛ امروز جريان اصلاحات جرياني است كه كاملا با منافقين، تروريست ها، ضدانقلاب و با دولت هاي بيگانه پيوند خورده است. سفر به اسرائيل براي وابستگان جريان اصلاحات و كساني كه تا ديروز عضو جريان اصلاحات بودند به امري عادي تبديل شده است، اين ها مواردي نيست كه از چشم مردم مغفول بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تصور اين است كه در زمان كوتاهي ماهيت اصلي پشت پرده اين جريان كه تا حالا سعي كرده بود آن را پنهان نگه دارد، آشكار خواهد شد و اين اتفاق بسيار مهم و فرصت گران بهايي است كه اگر مي خواستيم ماهيت اين جماعت را افشا كنيم و پيوند ميان اپوزيسيون خارج با جريان اصلاح طلب داخلي را آشكار كنيم، فرآيندي دشوار و زمان بر به نظر مي رسيد و معلوم هم نبود كه اين امر به اين سهولت و آساني محقق شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مجموع اين دو مورد يعني توانمند شدن در شناسايي شبكه هاي دشمن و افشا شدن ماهيت حقوقي جريان فتنه، فرصت هاي قابل توجهي هستند كه در اين پروژه براي جامعه اطلاعاتي و جامعه رسانه اي و سياسي ما وجود دارد و بايد براي استفاده از آن برنامه ريزي كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;راهكارها&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست، جامعه سياسي بايد اين نكته را درك كند كه رهبري به عنوان مركز ثقل نظام جمهوري اسلامي جايگاهي است كه مي بايست حداكثر حراست و حفاظت از آن صورت گيرد. هر اقدامي از جانب جامعه سياسي كه منجر به ايجاد زحمت بيهوده براي رهبري شود يا بخواهد به جايگاه ايشان صدمه بزند، در مسير خيانت گام برمي دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نكته دوم، اين است كه تقويت ارتباط با مردم بايد در دستور كار مجموعه نهادهاي حاكميتي كشور قرار گيرد. شايد يكي از بزرگ ترين خيانت هاي جريان انحرافي اين است كه روحيه خدمت در دولت را تبديل به روحيه منازعه، تنش و درگيري كرده است. جريان انحرافي سعي مي كند با ايجاد حاشيه، دولت را وارد درگيري هاي بيهوده سياسي كند و از مسير اصلي اش كه خدمت شتابان به مردم و اعتمادسازي بين مردم است، غافل نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومين نكته، اين است كه هيچ گاه نبايد از ياد ببريم كه دشمن واقعي كجاست، به ويژه براي جريان اصول گرا اين نكته ضرورت دارد كه اصول گرايان نبايد انرژي خود را صرف درگيري هاي دروني كنند و اگر مرزبندي هاي ايشان با يكديگر پررنگ تر از مرزبندي آن ها با دشمن شود، به پروژه هاي ضدايراني غرب كمك مستقيم كرده است. از اين رو مي بايست بحث هاي داخلي در حد نصيحت و جدال احسن باقي بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نوشته بازنویسی شده یم مصاحبه با سایت برهان است که در روز سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در صفحه ۱۰ روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 May 2012 01:33:38 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-336.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسی بازی سیاست داخلی را در ایران برد؟</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-335.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;فرمول بازي دشمن &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنان همه نگاه ها به داخل ايران است. اين ايده كوتاه ترين جمله اي است كه مي توان درباره آخرين وضعيت نگاه آمريكا به آينده منازعه راهبردي اش با ايران گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا مدتي قبل مهم ترين سؤال براي آمريكايي ها اين بود كه برنده منازعه قدرت در داخل ايران چه كسي خواهد بود و آيا يك منازعه قدرت واقعي درون ايران در جريان است؟ وقتي ديويد پترائوس به عنوان رييس سازمان سيا در نشست كميته اطلاعاتي سنا شركت كرد و گفت «منتظريم ببنيم در داخل ايران چه اتفاقي خواهد افتاد» بي آنكه خود بداند -يا شايد هم مي دانست و عمد داشت- به مهم ترين جنبه بازي اشاره كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال 88 مهم ترين اميد آمريكايي ها اين بود كه توان مديريت بحران مجموعه منابع قدرت در ايران آنقدر كاهش پيدا كند كه اداره امور كشور از كنترل خارج شود. پيش از فتنه 88، آمريكا در بيش از 5 گزارش راهبردي سعي كرده بود نهادهايي را كه مي توان «منابع قدرت» ايران خواند شناسايي كند. فتنه 88 به يكباره فرصتي براي صدمه زدن به اقتدار اين نهادها فراهم آورد. آمريكايي ها تصور مي كردند رهبري در مقابل مردم قرار خواهد گرفت و توان كنترل بحران و گرفتن تصميم هاي درست در زمان درست را از دست مي دهد، سپاه به سركوب مي پردازد، وزارت اطلاعات دچار اختلاف دروني خواهد شد، روحانيت مرجعيت خود را در ميان مردم از دست مي دهد، صدا و سيما بي اعتبار مي شود و بدنه نيروهاي انقلابي هم پس از آنكه پي برد درون كشور در اقليت قرار دارد، منزوي مي شود و به اين ترتيب فرصتي منحصربفرد براي «حل مسئله ايران از درون» شكل مي گيرد. رهبري، سپاه، وزارت اطلاعات، روحانيت، صدا و سيما و بدنه نيروهاي انقلاب، 6 منبعي است كه آمريكايي ها به عنوان نهادهاي توليد قدرت در ايران براي خود فهرست كرده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بويژه، اين اميد به طور جدي در غرب وجود داشت كه اصلاح طلبان بتوانند از دل يك فرآيند مبارزه اجتماعي و در حالي كه موفق شده اند برخي از مهم ترين ساختارهاي نظام را سست كرده و از منابع قدرت آن اقتدارزدايي كرده اند، مجددا به قدرت برگردند. جالب است كه در همان زمان فتنه گران خود هم مي گفتند كه اين بار صرفا نمي خواهند دولت را در دست بگيرند چرا كه در اختيار گرفتن دولت بي آنكه بقيه ساختارهاي نظارتي و كنترلي منفعل يا دگرگون شده باشند، عملا حاصلي جز تكرار سال هاي فاصله 76-84 نخواهد داشت. يكي از آقايان در كوران درگيري هاي خياباني گفته بود «اين بار ما فقط دولت را نمي خواهيم، شوراي نگهبان و صدا سيما را هم مي خواهيم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در تمام مدت طرف غربي هرچه در توان داشت براي پيروزي طرف مورد نظر خود در اين فتنه به كار بست اما نتيجه هيچ شباهتي به آنچه آنها انتظار داشتند، نداشت. نظام و بويژه رهبري نشان داد كه بحران را به خوبي مي شناسد، قادر است تصميم هاي مهم را در زمان كوتاه بگيرد و عملياتي كند، بازي دشمن را مي شناسد و نه تنها درون آن قرار نمي گيرد بلكه يك بازي از پيش آماده براي خنثي كردن آن دارد و مهم تر از همه قادر است ساختارهاي نظام را به منعطف ترين شكل ممكن براي هضم كردن بحران بازآرايي و مديريت كند. خروجي فتنه 88 براي آمريكايي ها از بدترين سناريويي كه در ذهن خود ترسيم كرده بودند هم بدتر بود. اين فتنه را مردم در تبعيت كامل از رهبري ختم كردند. نشانه اين امر هم اين است كه عمليات دشمن كه در ابتدا ماهيتي نرم داشت، روز به روز از بدنه اجتماعي خود تهي شد و به سمت عمليات نيمه سخت يعني خرابكاري و ترور با استفاده از گروه هاي سازمان يافته ميل كرد در حالي كه عمليات ضد فتنه نظام كه در ابتدا به دلايل امنيتي و انتظامي ماهيت نيمه سخت داشت، در 9 دي به يك عمليات نرم تمام عيار تبديل شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر بخواهيم خلاصه كنيم، مهم ترين نتيجه فتنه 88 تا آنجا كه به تصميم گيري هاي راهبردي غرب عليه ايران مربوط مي شود اين بود كه روشن شد جريان اصلاح طلب غرب گرا پايگاه اجتماعي بسيار ناچيز و سطح خردمندي و توان تصميم سازي پاييني دارد و به تعبير يك برآورد اطلاعاتي كه اخيرا از جانب برخي رسانه هاي نزديك به دولت آمريكا منتشر شده، براي مدت زمان طولاني از صحنه سياسي ايران حذف شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر سال 88 را سال مبارزه با فتنه بناميم، سال 89 بي گمان سال مبارزه با انحراف بود. جبهه اي جديد شكل گرفت و دوباره دشمن اميد بست كه اين بار اقتدار نظام و رهبري از موضعي متفاوت به چالش كشيده خواهد شد و احتمال دارد آنچه در سال 88 محقق نشد، در سال 89 قابل تحقق باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر فرض كنيم پروژه در سال 88 ايجاد هم زمان شكاف هاي سياسي و اجتماعي و تقويت يكي به وسيله ديگري بود، در سال 89 صورت اين مسئله تا حدودي تغيير كرد. اين بار به نظر مي رسيد اميد آمريكايي ها اين است كه در حالي كه احتمال تحرك جديد در بدنه اجتماعي وجود ندارد، شكاف سياسي آنقدر رشد كند كه سيستم دچار نوعي فلج دروني شود. علاوه بر اين، تصور اين بود كه حلقه انحرافي قادر است شكاف را به درون جامعه حزب اللهي منتقل كند و نيروهايي را روبروي هم قرار بدهد كه تا پيش از اين در مقابله با فتنه كاملا متحد و هم داستان بودند. فرض كنيد بنا باشد فتنه جديدي شكل بگيرد، آيا براي رشد و جان گرفتن آن چيزي مهم تر از اين هست كه عناصر مديريت كننده فتنه خود دچار شكاف دروني شده و نيروهايشان هرز رفته باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پايگاه اينترنتي ماركت اوراكل اخيرا جزئياتي از يك ارزيابي اطلاعاتي داخلي در آمريكا را منتشر كرده كه به نحو بسيار جالبي به تحليل مناسبات سياست داخلي در ايران مي پردازد و به وضوح نشان مي دهد دشمن با چه دقتي اين منازعات را رصد كرده و راهبردهاي خود را با آنها منطبق مي نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهم ترين عنصر در اين ارزيابي اين است كه تحليلگران اطلاعاتي توصيه مي كنند غرب بايد مراقب باشد به گونه اي عمل نكند كه منازعات دروني در ايران فروكش كند بلكه بايد تا مي تواند جانب احتياط را نگه دارد و منتظر باشد تا در فرصت هاي بعدي خصوصا انتخابات رياست جمهوري آينده اين منازعات تبديل به ستيزه جويي شبيه آنچه در سال 88 رخ داد -البته از جنسي ديگر- شود. كاملا واضح است كه مهم ترين هدف براي آمريكايي ها در صحنه داخلي ايران اين است كه با نشان دادن برخي چراغ هاي سبز و قرمز به مخاطباني در داخل ايران كه به دقت از هم تفكيك و رفتار آنها مطالعه شده است، سطح تنش را بيشينه كرده و همزمان عوامل ناراضي كننده را چنان گسترده سازند كه در سطح اجتماعي، هر گروه و دسته اي دليل خاص خود را براي ناراضي بودن از اوضاع داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ايجاد نارضايتي، گسترش نارضايتي، سياسي كردن نارضايتي با گره زدن آن به مشكلات ساختاري و نهايتا امنيتي كردن آن از طريق تركيب با شكاف هاي سياسي روندي است كه حسين بشريه تنها 5 ماه بعد از آغاز فتنه 88 در مصاحبه اي با نشريه انگليسي زبان لوگوس به عنوان چرخه توليد بحران از آن ياد كرد و همه چيز همين حالا هم نشان مي دهد كه او درسي را كه در لندن آموخته درست پس داده است چرا كه اين فرآيند مجددا و به شكلي كاملا جديد برنامه ريزي شده و براي تكرار آن تلاش مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- نكته اي هست كه توجه به آنها براي مديريت اين فضا تعيين كننده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست اينكه بويژه بعد از مذاكرات استانبول طرف غربي به شدت تلاش دارد اين موضوع را القا كند كه في المثل كاهش نرخ سكه و ارز وابسته به مصالحه در بيرون است. در حالي كه ايران در استانبول مصالحه اي نكرد و اين كاهش قيمت هم محصول تدبير در داخل بود. وابسته نشان دادن مشكلات داخلي به اراده عامل خارجي، يك سناريوي عمليات رواني بسيار مهم است كه بايد از افتادن در دام آن پرهيز كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عامل دوم آن است كه حجم منازعات داخلي آنقدر بالا برود كه رويارويي با دشمن خارجي در حاشيه قرار بگيرد. روشن است كه بويژه در چند ماه گذشته تلاشي جدي براي منتقل كردن تنش از بيرون به داخل وجود دارد و كساني گويا يادشان رفته باشد دشمني هم هست، همه همت خود را صرف بگومگوهاي داخلي مي كنند كه بدون شك تا مدت ها بعد از انتخابات مجلس قابل ترميم نخواهد بود. هر گاه حجم مواجهه با خودي ها از حجم مواجهه با دشمن بالاتر رفت، بايد يقين كنيم كه در بازي دشمن قرار داريم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرمقاله روزنامه کیهان در روز دوشنبه 11 اردیبهشت 1391&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 May 2012 01:21:21 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-335.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک گفت وگو درباره انتخابات</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-333.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;پیغام‌های راهبردی که غرب از انتخابات 90 دریافت کرد &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتخابات پر شور مجلس نهم از این حیث حائز اهمیت است که در حدود چهار ماه گذشته طرف غربی بسته‌ای از فشار بر روی ایران فعال نمود و هدف آن از این بسته –به گفته‌ی خودشان- به طور مشخص تأثیرگذاری بر محیط داخلی ایران و نیز تأثیرگذاری بر تقویم رویدادهای سیاسی آن بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این راستا موارد زیر در دستور کار قرار گرفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- تبدیل انتخابات به آزمونی برای مشروعیت نظام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- کاهش حضور مردم در انتخابات به معنای کاهش مشروعیت مردمی نظام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-  تشدید شکاف‌های سیاسی در داخل ایران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- رساندن وضعیت به جایی که تغییر در سیاست خارجی تبدیل به یک مطالبه‌ی عمومی در داخل کشور شود. به بیان دقیق‌تر مردم خواهان تغییر سیاست هسته‌ای نظام و نیز تغییر سیاست منطقه‌ای آن شوند. در واقع مردم به این نتیجه برسند که منشأ فشاری که به آن‌ها وارد می‌شود، رفتار نظام در سیاست خارجی است و چنانچه نظام در سیاست خارجی خود تغییراتی اعمال نماید، غرب تا این حد فشار نمی‌آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 5- وادار کردن ایران به مذاکره در چارچوب همان عامل چهارم. نگاه غرب در شرایط کنونی آن است که ایران زمانی سیاست خارجی خود را تغییر می‌دهد که به این نقطه برسد که این شیوه منجر به تولید مشکلات داخلی شده است. آن‌ها بر این اعتقادند که اگر ایران احساس کند رویکرد فعلی آن در حوزه‌ی خارجی باعث شورش مردم برضد حاکمیت می‌شود، موجودیت نظام را در خطر دیده و در آن صورت تغییراتی را که مطلوب غرب است در سیاست خارجی خود اعمال می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این جاست که طرف غربی یکی از علایم تغییر در سیاست خارجی ایران را در این می‌داند که بر سر میز مذاکره نشسته و پذیرفتن چنین مسأله‌ای به منزله‌ی آن است که ایران رفته رفته به سمت تغییر قدم برمی‌دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 12 اسفند از نظر طرف غربی زمانی بود که باید مسایل زیر به آزمون گذاشته می‌شد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; * آیا شکاف‌های سیاسی تشدید شده یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; * آیا تغییر سیاست خارجی به مطالبه‌ی مردم تبدیل شده یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; * آیا حضور مردم در انتخابات کاهش یافته که آن‌ها بتوانند کاهش مشروعیت نظام را نتیجه بگیرند یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در چنین شرایطی اتفاق 12 اسفند به این معناست که:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 1- هدف گذاری‌های غرب درباره‌ی ایران، نادرست و روش اعمال فشار مستقیم که به خصوص در چهار ماه گذشته برای رسیدن به این اهداف در پیش گرفته شده نیز از آن نادرست‌تر بوده است. چرا که نه تنها به نتیجه‌ی مطلوب منتهی نشده بلکه افزایش توان و انگیزه‌ی مقاومت مردم ایران را نیز در مقابل غرب به همراه داشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 2- اسراییلی‌ها از چند ماه پیش بر این تصور بودند که تحمل مردم ایران در مقابل فشارها کم شده و اگر بیش از این فشاری را متحمل شوند، به جای غرب، نظام را مقصر خواهند دانست. از این رو مردم ایران در وضعیتی هستند که منتظرند تا یک منجی از بیرون رسیده و آن‌ها را نجات دهد. این انتخابات نشان داد که الگوی سنتی در خصوص ایران که نشان می‌دهد فشار خارجی به این کشور منجر به تقویت وحدت ملی در داخل می‌شود کماکان صادق است. در حالی که استدلال اسراییلی‌ها این بود که از سال 88 به این سو الگوی یاد شده دچار دگرگونی گشته است. آن‌ها معتقد بودند تا قبل از سال 88 اعمال فشارها و شکل‌گیری اتحاد ملی در ایران از رابطه‌ای مستقیم بهره می‌برد. اما بعد از 88 و به ویژه در این اواخر فشارها عامل گسست میان مردم و نظام شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 3- در این ارتباط پیغامی که آمریکا باید دریافت کند این است که افزایش فشارها ممکن است وحدت ملی در ایران را به جایی برساند که حتی گروه‌های غرب‌گرا نیز در همسویی با فضای عمومی کشور در مقابل غرب قرار بگیرند. به بیان دقیق‌تر آمریکایی‌ها باید بدانند تأثیری که افزایش فشار بر محیط داخلی ایران می‌گذارد، ضد غربی شدن رادیکال جامعه است. به گونه‌ای که حتی طیف‌های غرب‌گرا نیز هم اینک در غرب‌گرایی خود دچار مشکل شده‌اند. البته این اتفاق بدون آن که پروژه‌ای در داخل برای آن تدبیر شده باشد، نتیجه‌ی طبیعی فشارها به شمار می‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 4- نکته‌ی قابل توجه دیگر آن که از حدود یک سال قبل، جریان ضد انقلاب این گونه وانمود می‌کرد که مردم در سال 90 انتقام برخوردهای سال 88 را از نظام خواهند گرفت. چرا که پس از فتنه، دوباره نظام به رأی آن‌ها نیاز پیدا کرده و بر این اساس مردم با تحریم انتخابات دست به انتقام گیری خواهند زد. در واقع علت انتخاب استراتژی تحریم از جانب ضد انقلاب و ائتلاف نسبی به وجود آمده میان عوامل داخلی و خارجی این جریان دقیقاً بیان‌گر همین موضوع بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  با این وصف مشارکت 52 درصدی در شهر تهران در این انتخابات نشان داد که جریان فتنه همان اندک سرمایه‌ی اجتماعی خود را نیز که طبقه‌ی متوسط شهری بود -طبقه‌ی محروم را که مدت‌ها پیش از دست داده- و آن‌ها گمان می‌کردند که این طبقه را کماکان به همراه دارند، از دست داده است. به بیان دقیق‌تر مردم با یک شیب ملایم و در عین حال صعودی از سال 88 به این سو به طور دایم در حال نزدیک‌تر شدن به نظام هستند. این در حالی است که طرف خارجی و ضد انقلاب همواره در این مدت مدعی بودند که مردم از نظام فاصله گرفته‌اند؛ اما امکان ابراز این موضوع را ندارند. در این ارتباط باید گفت حال که مردم قدرت ابراز پیدا کردند به خوبی مشخص شد که این تحلیل تا چه اندازه نادرست است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 5- این انتخابات عیار جریان انحراف و وزن آن را نیز به خوبی به تصویر کشید. چرا که مشخص شد بدنه‌ی اجتماعی آن بسیار ناچیز است. در واقع باید گفت همان گونه که از دست رفتن سرمایه‌ی اجتماعی جریان فتنه آشکار گردید، عدم حضور جدی جریان انحرافی نیز همان پیام را به همراه داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در این ارتباط معنای واضح رأی نیاوردن خانم «پروین احمدی نژاد» در زادگاه خود نیز آن است که جریان انحراف به دلیل زاویه گیری از رهبری و اصول انقلاب که از سال 89 به این سو تشدید شد، بعد از ماجرای خانه‌نشینی، دچار افت شدید سرمایه‌ی اجتماعی شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در واقع نتیجه‌ی انتخابات نشان می‌دهد که عدم حضور جریان فتنه و انحراف تأثیری در میزان مشارکت نگذاشته و حتی مشارکت را به سمت گزینه‌های رادیکال موجود نیز سوق نداده است. به گونه‌ای که فردی چون آقای «علی مطهری» نیز نتوانست رتبه‌ای بهتر از هفتم برای ورود به مجلس کسب نماید. معنای این مسأله آن است که حتی علی مطهری به عنوان رادیکال‌ترین کاندیدای موجود در صحنه‌ی انتخابات نیز آن قدری که جریان فتنه تصور می‌کرد و تلاش داشت تا رأی وی را به یک رأی سمبلیک تبدیل کند اقبال مردم را به همراه نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 6- در این دوره مشخص گردید که توان بسیج گری و متقاعد کنندگی دو جریان فتنه و انحراف از دست رفته و تنها مرجعی که در ایران توان بسیج اجتماعی دارد، رهبری است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اهمیت این نکته از آن روست که جریان فتنه از سال 88 به این سو همواره بر این ادعا بوده که توان بسیج عمومی را داشته اما امکان این مسأله از آن‌ها سلب شده است. جریان انحراف نیز مدعی است که اساساً کل سرمایه‌ی اجتماعی پای کار نظام ریشه در عملکرد دولت‌های نهم و دهم داشته و نظام به طور خالص سرمایه‌ی اجتماعی چندانی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این انتخابات مشخص کرد که هر دو جریان در تخمین میزان سرمایه‌ی اجتماعی خود دچار خطایی فاحش بوده و در حالی که به واقع، هر دو طرف از صحنه‌ی انتخابات کناره گرفته بودند، تنها کسی که توانست مردم را برای حضور در پای صندوق‌های رأی بسیج نماید، رهبری انقلاب بود. با این تفاسیر اگر خواسته باشیم عوامل بسیج مردم در انتخابات را فهرست نماییم باید در درجه‌ی اول به دعوت رهبری و در درجه‌ی دوم به فشار خارجی و تصمیم مردم برای پاسخ‌گویی به آن اشاره کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 7- غربی‌ها همواره به دنبال تغییر محاسبات ایرانیان بودند. در این راستا ابتدا بر روی محاسبات حاکمان تمرکز کردند. اما پس از شکست این رویکرد به سراغ محاسبات مردم رفته و تلاش کردند دیدگاه مردم را تغییر دهند که البته هیچ یک نیز محقق نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; با توجه به پشتوانه‌ی اجتماعی که ایران در این انتخابات به دست آورده و با توجه به این که روشن شده است استراتژی غرب برای تأثیرگذاری بر حکومت و بر مردم ایران به اندازه‌ی کافی ناکارآمد بوده، بدیهی است که گزینه‌های غرب، همگی مصرف شده و گزینه‌ی جدیدی در کار نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  در واقع، تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی آخرین گزینه‌های ممکن بود و از این پس همان گونه که «نتانیاهو» می‌گوید، تنها کاری که از آمریکایی‌ها بر می‌آید آن است که لحن خود را تشدید کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بر این اساس ایران می‌تواند در مذاکره‌های آینده بسیار پر قدرت‌تر از قبل ظاهر شود. با این استدلال که در صورت شکست مذاکره‌ها، غرب توانی برای مجازات ایران ندارد. به بیان دقیق‌تر امید غربی‌ها این بود که ایران به دلیل هراس از مجازات، امتیاز خواهد داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اما امروز به خوبی مشخص شده است که:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 1- مجازات اعمال شده بی‌تأثیر بوده و مجازات جدید نیز امکان اعمال ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 2- ایران در سیاست خارجی خود اعم از حوزه‌ی فن‌آوری هسته‌ای و سایر حوزه‌ها تصمیم‌های بزرگ‌تری خواهد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 3-توان ریسک پذیری ایران در شرایط جدید افزایش فاحشی یافته و بنابراین باید ریسک‌های بالاتری را از ایران انتظار داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن حاضر پیاده و تنظیم شده یک گفت وگو درباره انتخابات مجلس نهم است که روز ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ در پایگاه برهان &lt;A href=&quot;http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2940&quot;&gt;منتشر &lt;/A&gt;شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 20:39:01 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-333.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره انتخابات مجلس</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-332.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;پدیده شناسی 12 اسفند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای تحلیل اتفاق مهمی که در روز 12 اسفند در ایران رخ داد حقیقتا باید وقت و انرژی فراوانی صرف کرد. در یک صبح تا غروب، در شهرها و روستاهای ایران اتفاقی رخ داد که ناظران خوش بین آن را پیش بینی نکرده بودند و ناظران بدبین وقوع آن را محال می دانستند. بیش از 64 درصد مردم ایران در سراسر کشور و در تهران حدود 40 درصد کسانی که واجد حق رای بودند، با اشتیاق از این حق خود استفاده کردند. اگرچه برآوردها و تخمین های افکار عمومی در روزهای ماقبل انتخابات همین عددها را کم و بیش پیش بینی می کرد، ولی کسانی در جامعه سیاسی کشور و خصوصا تحلیلگرانی در بیرون از ایران که ادعا می کنند هیچ پارامتری ولو کوچک از رصد آنها پنهان نمی ماند و معادلات سیاسی را در پیچیده ترین حالت ممکن طرح و حل می کنند، حتی به این پیش بینی نزدیک هم نشده بودند. به جز رهبر معظم انقلاب اسلامی که آشکارا و با قاطعیتی که به هیچ گونه تردیدی مجال عرض اندام نمی داد اعلام کردند مشارکت مردم ایران در انتخابات 12 اسفند یک سیلی سخت بر گوش استکبار و دشمنان ملت ایران خواهد بود، قریب به اتفاق کسانی که به صحنه می نگریستند در انتظار انتخاباتی کم رمق و در بهترین حالت متوسط الحال بودند که اوضاع را بدتر اگر نکند بهتر از این که هست نخواهد کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهم است به یاد بیاوریم که دشمن در ماه های منتهی به انتخابات تمام تلاش خود را به کار گرفته بود تا کمترین میزان مشارکت در این انتخابات رخ بدهد. امریکایی ها بیش از 6 ماه تلاش کردند تا با فعال کردن یک بسته قدرتمند فشار این بار به جای محاسبات حاکمان، محاسبات مردم در ایران را هدف بگیرند و مردم ایران را به ابزار فشار به نظام برای تعدیل سیاست های راهبردی اش تبدیل کنند. 12 اسفند روزی بود که کل این استراتژی به آزمون گذاشته شد. امریکا می خواست ببیند رفتار مردم ایران چگونه تغییر کرده است و البته با اطمینان می گفت که مسئله فقط میزان این تغییر است نه اصل آن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر این مبنا، غربی ها با واگذاری ماموریت های مستقیم و غیر مستقیم به عوامل خود در صحنه انتخابات سعی کردند تمام عوامل «مشارکت گریزی» را یک جا در محیط اجتماعی ایران تجمیع کنند. مهم ترین این عوامل ایهاست:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- غرب به جریان فنه در ایران ماموریت داد انتخابات را تحریم کند. حتی جریان های داخلی جبهه فتنه هم موظف شدند بی چون و چرا با جریان بیرونی هم گام شده و هم از کاندیداتوری خودداری کنند و هم از دعوت مردم به مشارکت در انتخابات. هدف دشمن این بود که با این وضع فضا را کاملا یک دست و غیر رقابتی جلوه بدهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 2- امریکا با اعمال تحریم های پی در پی و متمرکز کردن تحریم ها بر معیشت مردم، تلاش بی سابقه ای برای تشدید مشکلات اقتصادی و در کنار آن تاریک جلوه دادن دورنمای اقتصادی کشور انجام داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- حتی جریان انحرافی هم که تصور می کرد در غیاب اصلاح طلبان تنها گروهی است که توان بسیج اجتماعی دارد، هیچ انرژی برای ایجاد شور انتخاباتی صرف نکرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-  طرف خارجی سعی کرد با برجسته کردن تهدیدها علیه کشور این پیام را به مردم القا نماید که در آینده نزدیک برخوردی جدی با جمهوری اسلامی انجام خواهد و بنابراین منطقی نیست که کسی تخم مرغ های خود را در سبد آن بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- و در همین حال، دولتمردان امریکایی در 6 ماه گذشته به روش های مختلف این پیام را به داخل جامعه ایران ارسال کردندکه اگر بار دیگر تحولات سال 88 تکرار شود، حمایت امریکا از اپوزیسیون متفاوت از آن چیزی خواهد بود که در سال 88 انجام داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معنای ساده تجمیع این 5 عامل در کنار یکدیگر این بود که حتما باید مشارکت در انتخابات مجلس افتی محسوس داشته باشد. ارزیابی غربی ها که انبوهی از کدهای آشکار در ماه های گذشته آن را تایید می کند این بود که عدم حضور اصلاح طلبان انتخابات را سرد و بی روح خواهد کرد و مردم –بویژه طبقه متوسط شهری در تهران- از آنجا که هنوز دل در گرو این جماعت دارند و به دنبال فرصتی برای گرفتن انتقام (؟!) برخوردهای سال 88 می گردند، حتما فرصتی به دلپذیری انتخابات مجلس را از دست نخواهند داد. به یاد بیاورید که عموم تحلیلگران غربی و ضد انقلاب وقتی از آنها درباره علت خاموشی و بلکه مرگ یکباره فتنه سبز سوال می شد، طوطی وار این پاسخ را تکرار می کردند که تحرکات اعتراضی سال 88 به هیچ وجه نمره بلکه به لایه های زیرین جامعه منتقل شده و از آنجا که مردم سخت از گرفتار شدن در مهلکه سرکوب در هراسند، فعلا ترجیح می دهند اعتراض خود را پنهان کنند تا زمانی مناسب که به یکباره همه این آتش های زیر خاکستر بیرون خواهد ریخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ضد انقلاب از چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم می گفت آن فرصت طلایی روز 12 اسفند است یعنی روزی که نظام به حضور مردم پای صندوق های رای نیازمند است و بیان اعتراض به شکل عدم مشارکت در انتخابات هم هیچ هزینه امنیتی ندارد. به همین دلیل بود که حلقه لندن و بی بی سی فارسی به عنوان ترمینال تجمیع ضد انقلاب از یک هفته مانده به انتخابات حتی عدد پیشنهادی خود را هم –مشارکت 10 درصدی در انتخابات- اعلام کرده بودند و برخی متوهمان در داخل پیشاپیش مقاله می نوشتند که «چرا در انتخابات شرکت نخواهیم کرد» تا روز 12 اسفند که به زعم آنها مردم صحنه را خالی کردند، آنها رهبر و پیشوای ملت جلوه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در روز 12 اسفند به نحوی شوک آور همه این ارزیابی ها بی معنا از آب درآمد. بویژه مشارکت حدود 40 درصدی مردم شهر تهران در انتخابات مجلس نشان داد همه آن افسانه هایی که درباره بحرانی بودن روابط نظام و طبقه متوسط گفته می شد بی معنا بوده است. جالب است که در سراسر کشور هم کسی از کاندیداها برای جلب رای مردم نیازی به آویختن از حربه اصلاحات یا انحراف ندید و حتی به عنوان نمونه یک گزارش هم وجود ندارد که نشان بدهد کسی در فلان حوزه انتخابیه برای محبوب کردن خود در قلوب رای دهندگان، خود را به جریان انحرافی منتسب کرده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سوال این است: این مشارکت محصول چه عواملی است و چرا محاسبات دشمن با محاسبات مردم ایران تا این حد بیگانه است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محورهای زیر صرفا تمهید یک بحث مقدماتی در این باره است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- بدون شک نخستین عامل در خلق پدیده 12 اسفند شخص رهبر معظم انقلاب بوده اند. دشمن ظرف ماه های گذشته تلاش گسترده ای برای تمرکز حملات رسانه ای بر شخص رهبری انجام داد احتمالا به این دلیل که خوب می دانست این تنها جایگاهی است که می تواند همه بافته های آنها را در زمانی کوتاه پنبه کند. انتخابات 12 اسفند نشان داد اعتبار رهبری در میان جامعه که همواره در اوج قرار داشته به مرتبه ای بی سابقه رسیده است و این بدون شک ناشی از توان منحصر بفرد رهبر بصیر انقلاب در مدیریت بحرانی های متعددی است که مردم دیده اند دشمن چگونه برای طراحی تک تک آنها حریصانه و بی دریغ وقت و امکانات مصرف می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- دومین عامل آن است که اعتماد به آینده کشور و امید به بهبود و حل مشکلات در چارچوب سیستم فعلی همچنان یک اصل بنیادین در رفتار سیاسی مردم ایران است. این سر جای خود بحثی مفصل است که مثلث فتنه-انحراف-بیگانه برای رساندن مردم به این مرحله که منشا همه مشکلات را ساختار نظام و راه حل همه مشکلات را تغییر ساختار بدانند چه طراحی عظیمی انتجام دادند ولی انتخابات 12 اسفند نشان داد مردم اعتماد به ساختار و توانایی آن برای حل مشکلات را با استواری حفظ کرده اند و محور فتنه-انحراف- بیگانه رسواتر از آن است که توان خط دهی به مردم ایران را داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- عامل سوم بی تردید به تهدیدهای بی رویه ای باز می گردد که دشمن در ماه های گذشته تمامیت و موجودیت کشور روی میز گذاشت. تصور غربی ها از سال 88 به این سو همواره این بوده است که فشار خارجی به جای آنها در داخل اتحاد ایجاد کند، باعث سست شدن پیوندهای مردم و نظام و در نهایت بحرانی شدن محیط سیاست داخلی ایران خواهد شد. 12 اسفند روزی بود که این ایده را به بوته آزمون گذاشت. در این روز معلوم شد که همچنان جامعه ایرانی با قوت از الگوی وحدت در مقابل فشار خارجی تبعیت می کند و اگر فشارها از حد معینی عبور کند، حتی آن کسانی که غرب آنها در زمره سازشکاران و لیبرال ها قلمداد می کند هم در پیوستن به جبهه مردمی مقاومت علیه دشمن تردید نخواهند کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درباره تبعات راهبردی انتخابات 12 اسفند در مجالی دیگر سخن خواهیم گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرمقاله روزنامه کیهان در روز سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 20:34:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-332.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا اصلاح طلبان تحریم کردند</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-331.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;راهبرد اصلاح طلبان يا آمريكا ؟! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيا اكنون چيزي به نام جريان اصلاح طلب در محيط سياست داخلي ايران وجود دارد؟ اين سؤال مهمي است و به رغم دشواري كه در ظاهر آن نهفته، پاسخي بديهي دارد: «مطلقا خير»!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راهبرد انتخاباتي كه جريان فتنه در انتخابات مجلس نهم برگزيد، اصلي ترين عاملي است كه باعث مي شود بتوان پاسخي چنين سرراست به اين سؤال داد. از سال 88 به اين سو، آنچه پس از 1376 در ايران اصلاح طلبي ناميده شده بود، به حقيقت خويش بازگشت و به درستي جريان فتنه نام گرفت. به رغم بسياري ادعاها و انكارها - چنان كه خواهيم گفت- بسياري از آنها كه عادت كرده بودند خود را اصلاح طلب و بلكه سران جريان اصلاحات بنامند، از سال 88 به اين سو، هيچ تلاشي براي سوا كردن خرج و تفكيك سرنوشت خود از جريان فتنه نكردند، سهل است، در مقطعي با اين طمع كه «كار تمام است» محافظه كاري را كنار گذاشته و آنقدر راديكاليته مواضع خود را بالا بردند كه نتيجه آن چيزي جز ملحق شدن سران اصلاحات به سران فتنه نبود و اين نتيجه اي است كه هنوز هم صادق است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چگونه اصلاح طلبان در ايران كه با ادعاي خط امام كار خود را شروع كرده بودند، به تدريج به جرياني «تكفيري- تحريمي» تبديل شدند؟ چه كسي به اصلاح طلبان گفت انتخابات مجلس را تحريم كنند؟ پشت پرده اين سناريو چيست و بناست به چه هدفي منجر شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اجازه بدهيد به حدود يك سال قبل بازگرديم يعني زماني كه پس از 25 بهمن 1389 و همراهي علني، عمدي و اعلام شده موسوي و كروبي با راهبرد صهيونيستي «خفه كردن انقلاب هاي اسلامي منطقه در تهران» اين نگاه در بين گروهي از اصلاح طلبان شكل گرفت كه بايد هر چه سريع تر از اين قطار بي ترمز كه بي امان به سمت پرتگاه روان است پياده شوند وگريزگاهي از اين مهلكه كه عاقبت آن چيزي جز تبديل شدن به يك مسعود رجوي دست دهم نيست، بيايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;استدلال اصلي در ميان حاميان اين ديدگاه اين بود كه اگر بناست اصلاحات به عنوان يك جريان سياسي در محيط سياست داخلي ايران اجازه و امكان تداوم بيابد، تنها راه چاره آن است كه بدون فوت وقت مرزي قاطع و اعلام شده ميان خود و آنچه ضد انقلاب دوست داشت «جنبش سبز» بنامد، بكشد و شانه از زير بار تمامي هر آنچه به موسوي و كروبي و خاتمي منتسب است خالي كند. كساني اين ادبيات را در پيش گرفتند كه اصلاحات اگر خواهان زنده ماندن است چاره اي جز اعلام مرزبندي با تروريست ها و اسلحه به دست ها و آنها كه طرف خارجي از پشت نرم افزار اسكايپ برايشان بيانيه مي نويسد ندارد. تبديل شدن جريان اصلاحات به جريان ضد انقلاب كه هدف آن نه مبارزه سياسي مسالمت آميز و قانوني، بلكه مشاركت در پروژه دشمن براي جنايت عليه مردم است، بدل به كابوسي بزرگ شده بود. گوشه و كنار شنيده مي شد كه برخي از مدعيان رهبري جريان اصلاحات هشدار مي دهند نبايد مهر ضد انقلاب بر پيشاني اصلاح طلبان بخورد و تداوم رويه سال 88 علاوه بر سران و عوامل اصلي فتنه كه حذف شده اند، منجر به حذف هميشگي تمامي جريان اصلاحات از فضاي سياسي كشور خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فراتر از اين، بخشي از اصلاح طلبان در مقطعي به اين نتيجه رسيدند كه اگر ضرورت داشت مرزبندي علني با حوادث سال 88 و نفي ادعاي تقلب -كه خود بهتر از هر كسي مي دانستند چيزي غير از يك دروغ بزرگ نبوده- هم اقدامي است كه بايد به آن تن داد چرا كه اولا مردم به طور كامل پيوند خود را با ادعاهاي مضحكي از اين دست قطع كرده اند و مهم ترين علامت آن هم اين است كه كسي از آن خيل سينه چاكان كذايي احوال موسوي و كروبي را نمي پرسد و در واقع به رغم همه سر وصداي ضد انقلاب اساسا سرنوشت آنها براي كسي از مردم اهميت ندارد، و ثانيا اين موضوع براي جريان اصلاحات به خوبي روشن شده بود كه راه بازگشت به نظام فقط در يك صورت گشوده است و آن هم اين است كه به طور جدي براي جبران ظلمي كه در سال 88 به نظام كردند گام بردارند و در اولين قدم حقيقت را همانطور كه بود براي همه آنها كه در مقطعي در سال 88 فريفته شدند، بگويند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسيار جالب است كه اين گفتمان حامي بازگشت با وجود اينكه در مقطعي بسيار جان گرفت و فربه شد، خيلي زود هم فروكش كرد و مسيري برعكس آغاز شد كه محصول نهايي آن اين بود كه سردمداران راهبرد بازگشت تبديل به پيش قراولان استراتژي تحريم انتخابات شدند. بسيار مهم است كه ببينيم چگونه اين اتفاق افتاد؟ و چرا كساني كه مي گفتند بايد با جنبش سبز(!) مرزبندي كرد، سر از ائتلاف با صهيونيست ها در آوردند و راهبردي در پيش گرفتند كه اگرچه نامي تحريم در آن برده نمي شود اما همگان مي دانند كه معناي آن چيزي جز تحريم انتخابات نيست. فاصله مرزبندي با فتنه تا پيوستن به ضد انقلاب چگونه پر شد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظاهرا چند عامل مهم در اين امر نقش داشته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست اينكه با تشديد فشار خارجي بر نظام ظرف حدود 3 ماه گذشته جريان اصلاح طلب -كه هرگز در ادعاي وفاداري خود به نظام صادق نبوده- مثل هميشه به يكباره احساس فرصت كرد و به اين تحليل رسيد كه چون نظام تحت فشار خارجي قرار دارد پس لاجرم امتياز گيري از آن در داخل آسان تر خواهد شد. مدعيان اصلاحات تصور مي كردند چون نظام در يك جبهه بزرگ سياسي-امنيتي با دشمن خارجي درگير است، مي توانند آن را وادار كنند كه از موضع خود درباره لزوم مرزبندي آنها با حوادث فتنه 88 كوتاه بيايد و براي حضور دوباره در صحنه رقابت هاي سياسي شرطي پيش پاي آنها نگذارد. در خاج از ايران هم البته كساني بويژه منابع اسرائيلي گفتند كه يكي از هدف هاي اصلي و البته اعلام نشده تشديد فشار خارجي بر نظام اين است كه فضاي مانور بيشتري براي جريان فتنه فراهم شود و نظام به دليل نياز به وحدت داخلي در مقابل دشمن خارجي چاره اي جز تمكين به زياده خواهي هاي آنها نبيند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علت دوم به طمعي باز مي گردد كه برخي سران جريان فتنه و اصلاحات به منتقل شدن بحران به درون خانواده اصولگرايان و ازسر و شكل افتادن گفتمان اصولگرايي ظرف دوسال آينده (تا انتخابات رياست جمهوري) در اثر اوج گيري اختلاف هاي داخلي بسته اند. بويژه پس از آنكه حلقه انحرافي شروع به طرح ديدگاه هاي شاذ و نامعقول خود درباره موضوعات مختلف سياسي و اجتماعي كرد، اين ديد در بين برخي از برنامه ريزان جريان فتنه تقويت شد كه فرصتي در اختيار دارند تا خود را از اتهام خيانت در سال 88 تبرئه كرده و با استفاده از ظرفيت هاي حلقه انحرافي، به گفتمان اصولگرايي كه مهم ترين رقيب تاريخي آنها بوده ضرباتي كاري و بلكه تمام كننده وارد آوردند. كساني هم البته بودند كه به اصلاح طلبان توصيه كنند انتخابات 90 زمان خوبي براي ورود آنها به بازي سياست نيست و اين بار بايد خويشتن داري كرده و كنار بكشند تا شايد تشديد رقابت دروني اصولگرايان و مقابل ايستادن جريان انحرافي با جريانات حزب اللهي فضا را براي بازگشت مطمئن و پيروزمندانه آنها در صحنه اي ديگر (مثلا انتخابات رياست جمهوري 1392) فراهم آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومين علت بدون شك مربوط به تخميني است كه جريان اصلاح طلب از توان سازمان سياسي و وزن سرمايه اجتماعي خود دارد. مجموعه تحولات يك سال گذشته به اصلاح طلبان نشان داده است كه سرمايه اجتماعي آنها با شيبي بي سابقه و به سقوط است و مردم در حال فراموش كردن آنها هستند بي آنكه هزينه فوق العاده اي به كشور تحميل شده باشد. سازمان سياسي اين جريان هم كه در اثر مشاركت مستقيم در توطئه براندازي اكنون تقريبا به طور كامل متلاشي شده است. بنابراين اصلاح طلبان خوب مي دانستند كه حتي اگر همه ملاحظات را ناديده بگيرند و قدم در اين انتخابات بگذارند هيچ شانسي براي پيروزي نخواهند داشت، در نتيجه بنا را بر اين گذاشتند كه عدم شركت در مسابقه آبرومندانه تر است از شركت در مسابقه اي كه باخت مفتضحانه در آن قطعي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما هيچ كدام از اين عوامل در واقع توصيف كننده تام و تمام پس پرده واقعي داستان تحريم انتخابات نيست. هنوز يك عامل ديگر باقي مانده است كه تا از آن سخن نگوييم اين بحث كامل نيست. مجموعه ارزيابي ها نشان مي دهد اصلي ترين عاملي كه جريان فتنه را به سمت تحريم انتخابات سوق داد اين بود كه اين جريان بيش از آنكه يك نيروي سياسي در فضاي داخلي كشور باشد، بازوي اجراي درخواست هاي غرب در فضاي داخلي ايران است و بنابراين پاسخ دهي به نيازهاي راهبردي غرب براي آن نسبت به تعقيب هر هدف ديگري اولويت دارد. نياز راهبردي امروز غرب در قبال ايران چيست؟ انبوهي از شواهد وجود دارد كه نشان مي دهد غربي ها بسيار نگرانند كه ايران پيچ تاريخي فعلي را با موفقيت طي كند و با بسط الگوي خود به سراسر منطقه وارد دوران بي پاياني از مصونيت و برتري راهبردي شود. بنابراين اولويت شماره يك غرب اكنون اين است كه ايران در همين پيچ متوقف شود و براي اين منظور هيچ چيز براي غربي ها مهم تر از آن نيست كه صحنه انتخابات مجلس در ايران آنقدر خلوت باشد كه ايران توان الگودهي به انقلابيون منطقه را نداشته باشد. جريان اصلاح طلب از آنجا كه بالكل مسلوب الاختيار است و بايد هر طور شده اوامر واصله از بيرون را مو به مو اجرا كند، انتخابات را تحريم كرد، از جمله به اين دليل كه آمريكا به كاهش مشاركت در انتخابات نياز جدي دارد و طبعا سران و عوامل فتنه نمي توانند نسبت به اين درخواست اربابان خود بي تفاوت باشند. در واقع خيانت تقلب در سال 88 با خيانتي بزرگتر به نام تحريم در پيوند كامل با راهبرد طرف خارجي تكميل شده است بنابراين تا همين جاي كار كافي است كه بتوان نتيجه گرفت اصلاح طلبي به معناي مصطلح كلمه به ضد انقلاب پيوسته و ديگر يك نيروي سياسي درون نظام نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یادداشت روزکیهان در روز دوشنبه 10 بهمن 1390&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jan 2012 07:29:15 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-331.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحلیلی از آخرین فاز راهبرد امریکا در قبال ایران</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-330.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt; مقاومت محدود، مصونيت نامحدود &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علائمي وجود دارد كه نشان مي دهد منازعه راهبردي ايران و آمريكا كه در ماه هاي اخير تشديد شده، در حال ورود به فاز جديدي است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در 3 ماه گذشته منازعه راهبردي ميان آمريكا و ايران به طرز بي سابقه اي اوج گرفته است. درست است كه آمريكايي ها تلاش كردند تشديد يكباره فشار بر ايران را به برنامه هسته اي ربط بدهند ولي از همان ابتدا براي تحليلگران در ايران روشن بود كه بر مبناي ارزيابي هاي اطلاعاتي فعلي غرب از وضعيت برنامه هسته اي ايران، بالا بردن سطح منازعه تا اين حد منطقي نيست. آخرين ارزيابي اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه هسته اي ايران كه با ارزيابي هاي اسرائيلي و اروپايي هم منطبق است اين است كه اگرچه برنامه غني سازي ايران همچنان در حال پيشرفت است، اما در ايران تصميمي براي ساخت سلاح هسته اي گرفته نشده و اساسا معلوم هم نيست در آينده گرفته شود. بنابراين اگر هدف راهبردي غرب اين بوده كه ايران به وضعيت آستانه اي نرسد اكنون زمان براي محقق شدن اين هدف از دست رفته و اگر هدف اين است كه ايران سلاح هسته اي نسازد، هيچ ارزيابي نمي گويد كه ايران در پي ساخت سلاح هسته اي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر مبناي اين ارزيابي، ورود به فاز تشديد بي سابقه فشار بر ايران به هيچ وجه منطقي نيست، آن هم به شكلي كه نتيجه آن تهي شدن سريع سبد گزينه هاي غرب در مقابل ايران باشد. ورود به فاز تحريم خريد نفت و تحريم معامله با بانك مركزي ايران در واقع به معناي گام نهادن در مرحله پاياني استراتژي فشار است. در حالي كه آن سوي تحريم ها هيچ گزينه ديگري براي تداوم راهبرد فشار وجود ندارد و گزينه حمله نظامي حتي از جانب اسرائيلي ها هم از روي ميز برداشته شده، آيا به لحاظ راهبردي عاقلانه است كه آخرين اپيزود سناريوي تحريم اينقدر زود روي پرده بيايد، آن هم در حالي كه آمريكايي ها خودبه خوبي مي دانند به دلايل متعدد كه بحران اقتصادي و شكننده بودن اوضاع در مناطق دلار و يورو اصلي ترين آنهاست، در واقع قادر به اجراي اين گزينه نخواهند بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آمريكا به شش لول بندي مستاصل شبيه شده كه بي محابا در حال شليك آخرين گلوله هاي باقي مانده در خشاب اسلحه خود است. آيا غير منطقي است اگر فرض كنيم اين شش لول بند بيچاره از چيزي تا سر حد مرگ ترسيده و در حالي كه مي داند گلوله هايش در حال اتمام است، نمي تواند بر وسوسه شليك فله اي آنها غلبه كند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دقيقا به همين دلايل، از همان ابتدا روشن بود كه هدف اين فشارها نمي تواند برنامه هسته اي ايران باشد و اين برنامه در واقع بهانه اي است كه آمريكايي ها در پوشش آن درصدد محقق كردن هدف هاي ديگر خود هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از مجموعه اي از اطلاعات كه در اينجا مجالي براي بحث درباره آنها نيست مي توان نتيجه گرفت كه (علاوه بر مباحث قبلي) آمريكايي ها 3 هدف تاكتيكي مهم عليه ايران تعقيب مي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست، براي آمريكا بسيار مهم است كه در آستانه انتخابات مصر مدل جمهوري اسلامي ايران را بحراني و شكست خورده جلوه دهد. اين يك راهبرد دائمي نيست چرا كه آمريكايي ها مي دانند تا ابد نمي توانند به اين بازي ادامه بدهند اما براي آمريكايي ها بسيار مهم است كه در همان چند ماه اوضاع ايران به شدت بحراني جلوه كند. بنابراين يك دليل ترس بي سابقه آمريكا اين است كه تصور مي كند احتمال دارد مدل ايران به نحو غير قابل كنترلي تكثير شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوم، آمريكايي ها به آغاز دور جديدي از ناآرامي سياسي و اجتماعي در داخل ايران عميقا دل بسته اند و تصور مي كنند انتخابات مجلس نهم فرصتي براي آنهاست تا مجددا مدلي از ناآرامي هاي سال 88 را با مشخصاتي جديد (كه در اينجا درباره آن بحث نمي كنيم) احيا كنند. بر همين مبنا بود كه به جريان فتنه دستور داده شد انتخابات مجلس نهم را تحريم كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و سوم، تصور تا حدود زيادي احمقانه آمريكا اين است كه مي تواند از طريق تشديد بي سابقه فشار بر ايران، ايران را ميان دو گزينه تداوم حيات نظام يا تجديد نظر در برنامه هاي راهبردي هسته اي، موشكي و منطقه اي اش مخير كند. آخرين ارزيابي هاي آمريكايي ها درباره الگوي رفتار ايران اين است كه ايران تنها زماني دست از مقاومت در محيط سياست خارجي خواهد كشيد كه احساس كند اين مقاومت ممكن است منجر به بروز بحراني در داخل براي آن شود. اكنون تصور آمريكايي ها اين است كه در حال گام برداشتن در مسيري هستند كه نهايتا باعث خواهد شد ايران ميان آينده نظام و تداوم برنامه راهبردي اش تضادي غير قابل حل ببيند و در نتيجه دومي را به نفع اولي رها كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نكته مهم اما اين است كه ايران در تشخيص راهبرد آمريكا وتدوين يك راهبرد متقابل به هيچ وجه دچار كندي يا سوء محاسبه نشد. ايران مي دانست كه اولا بخش بزرگي از اين بازي عمليات رواني است و غربي ها بيش از آنكه قصد اقدام داشته باشند قصد ارعاب دارند. ثانيا از ابتدا روشن بود دست غرب بسته تر از آن است كه ادعا مي كند. بحران اقتصادي عميق به اضافه بحران هاي داخلي حاد در آستانه انتخابات هاي پر چالش ويژگي عمومي همه كشورهايي است كه اكنون وارد هماوردي استراتژيك با ايران شده اند. تجميع اين بحران ها خود به خود بسياري از گزينه ها را از روي ميز حذف و برخي گزينه هاي ديگر تا حد بي معنا شدن تعديل مي كند. ثالثا و مهم تر از همه اينها براي ايران روشن بود كه در مقطعي كاملا تاريخي قرار گرفته كه اگر بتواند براي مدت زماني محدود در مقابل فشارهاي دشمن مقاومت كند، آنگاه دوراني فرا خواهد رسيد كه اساسا در اثر 3 عامل تحولات ژئوپلتيكي عميق در منطقه، تضعيف بنيادين توان راهبردي غرب در اثر بحران هاي اقتصادي و اجتماعي و تقويت توان ملي ايران از طريق تلفيق پيشرفت هاي فني و حضور مردمي در صحنه انتخابات، پايه هاي راهبرد فشار-مذاكره را براي هميشه فرو خواهد ريخت و زمينه براي يك تغيير بنيادين در موقعيت بين المللي ايران و توان چانه زني آن با غرب فراهم مي شود. به عبارت ديگر، اين امر اكنون به طور كاملا شفاف ديده مي شود كه يك دوره محدود مقاومت، ايران را وارد يك دوره نامحدود مصونيت و امنيت خواهد كرد و بنابراين مقاومت توجيهي كاملا معقول دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر اساس اين تحليل بود كه ايران در مقابل بسته فشارهاي غرب نه فقط رفتار خود را تعديل نكرد بلكه وارد فاز پاسخگويي شد. پهپاد سازمان سيا در ايران به زمين نشست، سلسله اي از مانورهاي نظامي بزرگ در منطقه خليج فارس تدارك ديده شد، موجي از عمليات حقوق بين المللي عليه مقام هاي غربي به راه افتاد، تجديد نظر راهبردي در عراق و افغانستان در دستور كار قرار گرفت، درون ايران با برگزاري چند همايش و انبوهي از اقدامات ديگر ترمينالي براي تردد انقلابيون منطقه ايجاد شد، در حوزه هاي اطلاعاتي برخي از كليدي ترين پروژه هاي ضد امنيتي طراحي شده آمريكا ضربه خورد و نهايتا در زمينه برنامه هسته اي گام هايي اساسي براي افتتاح يك تاسيسات جديد غني سازي و توسعه نسل هاي بعدي ماشين هاي سانتريفيوژ برداشته شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظر مي رسد مجموعه اين اقدامات در زماني كوتاه اثر كرده و باعث تغيير جهت -و نه لزوما نزول- منحني فشار غرب شده است. در هفته گذشته علائمي پديدار شد كه نشان مي داد آمريكا، اسراييل و اروپا براي تشديد منازعه با ايران سقف قائل هستند و نمي خواهند شرايطي بوجود بيايد كه مجبور به عبور از آن شوند چرا كه مي دانند اين تهديدها از نوع مشت بسته است كه باز شدن آن نشانه خالي بودن آن است. ابتدا باراك اوباما در پيامي به مقام هاي ايران تصريح كرد كشورش قصد درگيري با ايران را ندارد، پس از آن رزمايش مشترك نظامي آمريكا و اسرائيل كه از مدت ها قبل براي آن برنامه ريزي شده بود لغو شد و نهايتا اسرائيلي ها سعي كردند با مصاحبه وزير جنگ اين كشور ادبيات حمله نظامي به ايران را كه پيش از اين به طور بي رويه مصرف شده بود تعديل كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجموعه اين اتفاقات داراي اين پيام براي ايران است كه ورود به فاز مقابله به مثل و استفاده از استراتژي تهديد در مقابل تهديد خيلي زود محدوديت هاي دشمن را آشكار كرده و آن را واقع گرا مي كند. اكنون معلوم شده به رغم همه سر وصدا ها گزينه هايي در اختيار ايران هست كه آمريكايي ها از آن مي ترسند و ابزاري هم براي غلبه بر اين ترس ندارند. تلاش براي كاهش سطح تنش با ايران يا درست تر بگوييم كنترل سقف تنش و جلوگيري از ورود آن به عرصه هايي كه آشكار كننده محدوديت هاي راهبردي آمريكاست، موفقيت بزرگ راهبرد تهديد در مقابل تهديد در مدت زماني كوتاه است. ماه هاي آينده و به طور كلي سال 2012 حاوي پيروزي هاي بسيار بزرگتر از اين هم خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرمقاله روزنامه کیهان در روز شنبه اول بهمن 1390&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 12:07:04 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-330.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هدیه 60؛ از خاتمی تا نوری زده</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-329.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;هدیه 60؛ از خاتمی تا نوری زده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«همه تحلیل ها درحال تبدیل شدن به خبر است»؛ این خلاصه‌ترین جمله‌ای است که درباره اطلاعات بسیار حساس و گرانبهای به‌دست آمده از کیس «هدیه 60» می توان گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از بیش از 3 ماه قبل معلوم بود که یک پروژه جدید فشار علیه ایران در حال شکل گرفتن است.منابع غربی کدهای متعددی درباره ابعاد این پروژه فشار همه جانبه ارائه کرده و کم و بیش درباره اهداف آن هم سخن گفته بودند.اما تقریبا هیچ کس نمی دانست، دقیقا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.پروژه‌ای که سرویس های اطلاعاتی غربی نام بسیار معنادار هدیه 60 را برای آن برگزیدند، اکنون بسیاری از زوایای تاریک این ماجرا را روشن کرده است.ورود غرب به فاز جنگ تمام عیار اطلاعاتی با ایران و تلاش برای تلفیق این گزینه با سایر گزینه های فشار، عرصه هایی کاملا جدید برای قدرت نمایی ایران اسلامی ایجاد کرده است.واضح است که غربی ها بسیار عجله دارند، گویی از چیزی می ترسند و از احتمال وقوع آن می گریزند.آن چه امر مهیبی است که سرویس های اطلاعاتی غربی را که اکنون در یک ائتلاف بی سابقه اطلاعاتی و عملیاتی به سر می برند، به تلاشی چنین گسترده واداشته و به ورطه طراحی ناشیانه پروژه هایی چنین بلندپروازانه کشانده است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هفته گذشته در خبری اعلام شد که یک منبع نزدیک به جنبش مقاومت اسلامی در لبنان اطلاعات ذی قیمتی از یک پروژه اطلاعاتی بسیار مهم که هدف اصلی آن ضربه زدن به ایران در 60 روز آینده است، به دست آورده و آن را در اختیار ایران قرار داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درون متن این خبر برخی نکات بسیار کلیدی وجود داشت که در بحبوحه بحث های رسانه ای و تبلیغاتی ایجاد شده از جانب دشمن –که بدون شک برخی از آنها برای منحرف کردن توجهات از جنبه های اصلی و راهبردی توطئه دشمن به راه افتاده- نادیده گرفته شد.این نوشته برخی از این نکات مهم را به اجمال مرور می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخستین نکته منشا کشف پروژه است.این پروژه در لبنان یعنی جایی کشف شده که گروه های مقاومت در آن ارتباطی بسیار نزدیک با ایران دارند.این امر مستقیما به این معناست که امریکایی ها در اثر تحولات منطقه دچار نوعی گیجی اطلاعاتی شده اند و پروژه ها و شبکه های فوق سری خود را در محیط هایی پی می گیرند که ایران به طور تاریخی اشراف اطلاعاتی بسیار بالایی روی آنها دارد.ضمن اینکه نشان می دهد دسترسی های مقاومت به نهانخانه اطلاعاتی دشمن صهیونیستی و همچنین اشراف آن به آن دسته از شبکه های مرتبط با جریان فتنه که درون خاک لبنان درصدد ایجاد سرپل های جدید ارتباطی با اسراییل هستند، افزایش چشمگیری یافته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علاوه بر این کشف پروژه ای چنین مهم در زمانی چنین حساس –که ایران هنوز فرصت پیشگیری و خنثی کردن ان را دارد- نشان دهنده آن است که امریکایی ها در اثر اضطراب و اضطرار ناشی از انقلاب های اسلامی منطقه دیگر قادر به رعایت استانداردهای سطح بالای حفاظتی در پروژه های ضد ایرانی خود نیستند و به اصطلاح مرتبا رو دست می خورند (یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته گذشته، پی در پی شکست می خورند).این دقیقا شبیه اتفاقی است که در فتنه 88 در ایران رخ داد.در آن ایام هم عجله ناشی از تحلیل ها و محاسبات نادرست باعث شد امریکایی ها به نوعی بی مبالاتی اطلاعاتی روی آورده و بسیاری از شبکه هایی را که گاه تا 20 سال برای ایجاد آنها زحمت کشیده بودند علنی کردند و همین در کنار مدیریت نظام، پشتوانه مردمی و ابتکار عمل اطلاعاتی نظام منجر به کشف و خنثی سازی آنها شد طوری که همین حالا ضد انقلاب عقیده دارد «خنثی شدن شبکه های آغازین» یکی از مهم ترین دلایل عقیم ماندن فتنه 88 بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومین نکته این است که مراجعه به اطلاعات ارائه شده از جانب منبع نزدیک به مقاومت اسلامی درباره ابعاد پروژه «هدیه 60» نشان می دهد که این بار نوعی طراحی پیشرفته و متفاوت علیه ایران در حال انجام بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- اولین ویژگی این طراحی جدید این است که کاملا بین سرویسی است یعنی تعداد قابل توجهی از سرویس‌های اطلاعاتی اروپایی، به همراه سرویس های امریکا، اسراییل و عربستان سعودی در ان به طور همزمان و بر مبنای یک تقسیم کار هماهنگ مشارکت دارند.«هدیه 60» یکی از کیس هایی است که به خوبی نشان می دهد دوران عملیات های تک سرویسی علیه ایران مدت هاست به سر آمده و همانطور که در ماجرای ترور دانشمندان هسته ای ایران هم روشن شد، هم اکنون سرویس های دشمن یک اتاق فکر و اتاق عملیات مشترک علیه ایران تاسیس کرده اند.بنابراین هماوردی ایران و غرب در عرصه نبرد اطلاعاتی اکنون دقیقا به معنای آن است که ایران با همه غرب درگیر است نه با این یا آن کشور خاص.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- دومین ویژگی پروژه «هدیه 60» این است که در آن آشکارا می توان دید که سرویس های غربی همه دارایی و مایملک خود را به میدان آورده‌اند و تلاش می کنند میان تمام گروه‌های داخلی و خارجی ضدانقلاب یک پیوند همه جانبه، هماهنگ، دارای تقسیم کار و دارای جدول زمانی ایجاد کنند.مدتهاست اطلاعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد سرویس‌های اطلاعاتی غربی درصدد آن هستند که مرزهای میان گروه‌های مختلف ضدانقلاب داخلی و خارجی را هر چه بیشتر کمرنگ کرده و آنها را حول اهدافی واحد همگرا کنند.فتنه 88 مهم‌ترین مقطعی است که این پروژه را در دستور کار سرویس های غربی قرار داد.مهم‌ترین نمونه قبلی از این پروژه را در ماجرای محمد‌رضا مدحی و کنفرانس گوادالوپ 2 می توان دید که سرویس اطلاعاتی فرانسه آن را در پاریس برگزار کرد و هدف اصلی ان هم این بود که گروه های مختلف ضد انقلاب را برای اولین بار پس از انقلاب در یک مکان واحد گردآورد و بین آنها تقسیم کار کند.هدف اصلی غرب از پی گیری پروژه اپوزیسیون واحد این است که اولا گروه های مختلف ضد انقلاب را از درگیری با یکدیگر باز داشته و انرژی های آنها را فقط علیه یک هدف یعنی نظام جمهوری اسلامی تجمیع کند و ثانیا غربی ها در پی نوعی تقسیم کار عملیاتی بین گروه های ضد انقلاب هستند طوری که آنها به جای انجام پروژه های منفرد که عموما هم شکست می خورد، توان عملیاتی خود را درون یک عملیات بزرگ که در اتاق های فکر اطلاعاتی غرب طراحی شده، تعریف کنند.ضربه اطلاعاتی سنگینی که غرب در کیس مدحی دریافت کرد به وضوح نشان داد که راه برای انجام چنین پروژه ای به هیچ وجه هموار نیست و اشراف اطلاعاتی ایران بر گوشه گوشه سازمان ضد انقلاب به گونه ای است که عملا هرگونه تلاش برای همگرا کردن گروه های مختلف ضد انقلاب به پایین آمدن شدید حفاظت پروژه و لو رفتن آن منجر می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جالب است که اطلاعات تکمیلی نشان می دهد با وجود شکست افتضاح آمیز کیس مدحی همچنان پروژه واحد سازی اپوزیسیون در دستور کار دشمن خارجی قرار دارد و از پی گیری آن منصرف نشده اند.از جمله گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد سرویس های اطلاعاتی غربی بنا داشته اند در 27 آذر 1390 کنفرانسی شبیه کنفرانس پاریس در لندن برگزار کنند تا شاید بتوانند اهداف بر زمین مانده کیس مدحی را مجددا احیا کنند.اطلاعات موجود نشان می دهد که بنا بوده در کنفرانس لندن –که در واقع ادامه پروژه دولت در تبعید بوده- گروه های کومله، دموکرات، پان ایرانیست ها، عناصر شاخص سلطنت طلب، منافقین، نماینده رضا پهلوی، مصطفی هجری، نماینده فرقه های منحرف، نمایندگان چپ‌ها، جهانشاهی (عامل موساد)، خوانساری، نوری‌زاده و نمایندگانی از سران فتنه (البته به طور محرمانه) حضور داشته باشند.جالب است که جدول زمانی پروژه به گونه ای تنظیم شده بود که این نشست بلافاصله بعد از مصاحبه هیلاری کلینتون با بی بی سی فارسی –ارگان رسانه ای پروژه اپوزیسیون واحد (از سروش تا گوگوش، از نوری زاده تا عطاء الله مهاجرانی، از منافقین تا محسن کدیور و ...)- اجرا شود؛ یعنی همان مصاحبه ای که کلینتون در ان برای اولین بار تاکید کرد اگر مردم ایران از ما بخواهند آماده دخالت در ایران هستیم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اطلاعات موجود نشان می دهد مهم‌ترین هدف کنفرانس لندن این بوده است که در پاسخ به سخنان کلینتون و هماهنگ با آن درخواست مداخله امریکا در داخل ایران را مطرح کنند.در واقع این کنفرانس نوعی فضا سازی و مقدمه چینی برای برداشتن گام های بعدی علیه ایران بوده است که امریکایی ها بنا داشتند آن را با مشارکت ائتلافی از سرویسهای غربی که هر کدام افسار گروهی از ضد انقلاب را در دست دارند کلید بزنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کنفرانس لندن به چند دلیل برگزار نشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بی اعتمادی محض گروه های ضد انقلاب به یکدیگر و به سرویس های غربی از جمله به این دلیل که پس از ماجرای مدحی هر کدام از گروه های ضد انقلاب دیگری را عامل جمهوری اسلامی می داند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ناتوانی امریکا در مواجهه راهبردی با ایران در اثر عمق یافتن انقلاب های اسلامی در منطقه و روی کار آمدن اسلامگرایان در کشورهای مختلف خاورمیانه و مغرب عربی عمیق شدن بحران امریکا در عراق و افغانستان شکست پروژه های امریکا در جان دادن دوباره به جریان فتنه در داخل و عدم امتیاز دهی نظام به سران فتنه اگرچه پروژه کنفرانس لندن شکست خورد ولی ظاهرا امریکایی ها هنوز هم دست بردار نیستند و احتمالا بنا دارند در بهمن ماه آن تجربه شکست خورده را مجددا به نحوی دیگر تکرار نمایند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- سومین ویژگی این پروژه که اهمیتی فوق العاده دارد این است که آشکارا نشان می‌دهد غربی‌ها میان عناصر داخلی فتنه و ضد انقلاب پیوند کاری و عملیاتی روشنی برقرار کرده‌اند و در واقع الان عملا تفاوتی میان افرادی چون موسوی و خاتمی و تروریست‌هایی مانند منافقین و مهتدی وجود ندارد.همانطور که فی المثل منافقین و پژاک مامور انجام عملیات تروریستی در ایران هستند، خاتمی هم مامور است که با تشکیل یک ائتلاف تحریمی تکفیری، و با هدف پایین آوردن سطح مشارکت مردم، بازسازی فتنه 88 و انتقال بحران به درون اصولگرایان پروژه تحریم انتخابات را پیگیری کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراین اکنون مرزی میان خاتمی و ضد انقلاب خارج از کشور وجود ندارد.امریکایی ها دست به کار تحریم ایران شده اند، تروریست ها مشغول طراحی عملیات تروریستی هستند و خاتمی هم مامور به پی گیری پروژه تحریم و تکفیر انتخابات است.اینها اضلاع یک مثلث واحد است که همدیگر را تکمیل می کند و بناست به مثابه اجزای مکمل در پروژه هدیه 60 عمل نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- و نهایتا چهارمین مشخصه پروژه هدیه 60 وجود نوعی اراده عمدی در آن برای آشکار سازی و رسمیت دهی به عملیات براندازانه علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است که شبکه صهیونیستی بی بی سی فارسی نقش اصلی را در اجرای آن بر عهده دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درخواست از افرادی مانند شیرین عبادی برای راه اندازی چند کمپین، درخواست از اردشیر امیر ارجمند برای تاسیس دفتر رسمی فتنه سبز در پاریس و تبدیل آن به کانون اجرای پروژه اپوزیسیون واحد و نهایتا درخواست از عنصر بدنامی به نام صادق صادق زاده معروف به صادق صبا برای هماهنگی رسانه یا کار نشان دهنده آن است که غربی ها مایلند در کنار جنبه های مخفی و محرمانه پروژه، ابعاد رسمی و آشکار آن را هم هر چه بیشتر توسعه دهند تا زمینه سازی برای پروژه های بعدی آسان تر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگرچه این بحث همچنان ناتمام است و باید در فرصتی دیگر آن را پی گرفت، اما فعلا مناسب است به عنوان نتیجه گیری به چند نکته مهم توجه شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جریان فتنه سبز در داخل اکنون بخشی رسمی از ضد انقلاب برانداز است که ماموریت هایی از سرویس های غربی دریافت و اجرا می کند بنابراین هیچ دلیلی ندارد که با خاتمی برخوردی غیر از آن چیزی شود که مثلا با نوری زاده می شود.هر دو مامورند و مشغول انجام وظیفه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هدف اصلی این پروژه انتخابات مجلس است و تلاش برای وارد کردن یک ضربه حداکثری به نظام در آستانه این انتخابات به گونه ای که فضای بحرانی تا انتخابات ریاست جمهوری تداوم پیدا کند.لو رفتن پروژه هدیه 60 دست غرب را در این طراحی خطرناک رو کرد ولی ضرورت هوشیاری نیروهای داخلی درباره پروژه های بعدی دشمن هم اکنون صد چندان شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این نوشته در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۹۰ در خبرگزاری فارس منتشر شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 02:30:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-329.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسانی بحران نمایی می کنند؟</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-328.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;آیا وضعیت کشور بحرانی است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظرف هفته های گذشته مجموعه از علائم ونشانه ها در فضای سیاسی و اقتصادی کشور ظاهر شده که سرجمع همه آنها القای وضعیت بحرانی در کشور بوده است. ابتدا یک سناریوی هماهنگ از خارج از ایران کلید خورد که تهران را به انجام اقامات تروریستی، دست داشتن در حادثه 11 سپتامبر، تلاش برای ساخت سلاح هسته ای و نقض جدی حقوق بشر متهم می کرد. پس از ان موجی از تهدید ایران به حمله نظامی به راه افتاد و مقام های رسمی در جاهایی مانند امریکا و اسراییل (مانند باراک و پانه تا) که عموما از اظهارنظر درباره چنین موضوعاتی خودداری می کنند حتی درباره زمان اقدام احتمالی علیه ایران (کمتر از 9 ماه) هم اعلام نظر کردند. پس از آن، دولت امریکا تقریبا با عجله بانک مرکزی ایران را تحریم کرد و در حالی که خود می دانست چنین اقدامی عملا غیرممکن است، از امضای اسناد حقوقی مربوط به آن امتناع نکرد. گام بعدی انتشار مجموعه ای از اخبار بود در این باره که اتحادیه اروپا در آستانه اجماع درباره تحریم نفتی ایران تا حدود یک ماه دیگر است و در این صورت ایران از بخش بزرگی از درآمد نفت خود محروم خواهد شد. در مرحله بعد خبرهایی منتشر شد مبنیبر اینکه امریکایی ها مرخصی آن دسته از نیروهای نظامی خود را که خلیج فارس و خاورمیانه محل ماموریت آنهاست لغو کرده اند و یک زیر دریایی اتمی مجهز به موشک های بالستیک هسته ای هم در راه خلیج فارس است. در کنار همه اینها نوعی التهاب در بازار ارز ایران پدید آمد که منابع غربی بلافاصله آن را به تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران بویژه تحریم بانک مرکزی –که تازه در صورتی که همه چیز آنطور که اسراییل ها می خواهند پیش برود 6 ماه دیگر اجرا خواهد شد- ربط دادند. جالب است که برخی منابع غربی از جمله مقام های رسمی امریکایی که در این باره موضع گرفته اند، رزمایش ارتش در تنگه هرمز را هم که در واقع تمرین عملی مسدود کردن این تنگه بود ناشی از «تاثیر فشارها» بر ایران ارزیابی کرده اند. و آخرین قدم هم البته از داخل ایران برداشته شد: جریان فتنه عملا انتخابات مجلس نهم را تحریم کرد ولو اینکه به دلایلی ترجیح می داد واژه تحریم را به کار نبرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از کنار هم گذاشتن همه این وقایع که به وضوح یک برنامه هماهنگ و دارای جدول زمانی و تقسیم کار به نظر می رسد، این سوال رخ می نماید که به راستی چه خبر است؟ آیا وضعیت کشور بحرانی است؟ و آیا زمان آن رسیده است که ایران درباره رفتار خود در محیط سیاست خارجی و امنیت ملی به «تنظیم مجدد معادله هزینه- فایده» بپردازد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نوشته در این باره که از میان همه خبرهایی که در صدر این نوشته به آن اشاره شد کدام یک تا چه حد واقعی است و عملیات های دشمن سرجمع موفق بوده یا نه بحث نمی کند. این مسئله، خود موضوع نوشته هایی مستقل و تفصیلی است، پیش از این بارها به آن پرداخته شده و از این به بعد هم خواهد شد. اما یک نکته را از یاد نبریم. رابرت گیتس که باید او را استراتژیست بزرگ امور ایران در امریکای فعلی دانست، زمانی گفته بود مشکل ما با ایران این است که ایران اساسا نیازی به محاسبه مجدد درباره سود و زیان اصرار بر برنامه های هسته ای، موشکی و منطقثه ای اش نمی بیند و تا وقتی ایران وادار به محاسبه مجدد نشود انتظار تغییر محاسبات آن بی جاست. گیتس مبدع استراتژی وادار کردن ایران به محاسبه مجدد است و راهبرد پیشنهادی او هم این است که هزینه های مربوط به تداوم برنامه های استراتژیکی ایران چنان افزایش پیدا کند که ایران احساس کند تداوم این برنامه ها به جای آنکه عاملی برای تقویت قدرت و تثبیت جایگاه آن باشد، به تهدیدی برای موجودیت آن تبدیل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظاهرا قضیه از این قرار است که امریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که شب انتخابات مجلس در ایران، بهترین زمان برای القا این موضوع به افکار عمومی و جامعه سیاسی درایران است که شرایط آنقدر بحرانی است که هر چه زودتر باید تصمیم هایی جدید گرفت و طرحی نو در انداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این باره اتفاق نظر وجود دارد که بخش بزرگی از آنچه اکنون در محیط امنیتی ایران می بینیم عملیات روانی است نه اقدام واقعی و امریکایی ها می خواهند از تهدید نتیجه بگیرند نه اقدام چرا که هزینه اقدام بسیار بالاست. اما مهم این است که بتوان از حد این کلیات فراتر رفت و در این موضوع تامل کرد که پس پشت این سناریو چیست؟ آیا ما در میانه یک بازی بزرگ نیستیم که قرار است کسانی در داخل ایران اجرای فاز نهایی آن را بر عهده بگیرند و دوران جدیدی از تجدید نظر طلبی را با استناد به بحرانی بودن وضعیت کشور کلید بزنند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اجازه بدهید ببینیم چه کسانی و چگونه از بحرانی جلوه دادن فضای کشور نفع می برند و هر یک در پی چیستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسلما بازیگر نقش اول دراین سناریو غربی ها هستند. دولت امریکا به چند دلیل مهم نیاز دارد پی در پی اصرار کند: «اوضاع در ایران رو به وخامت است». دلیل اول این است که امریکایی ها می خواهند کسی به این موضوع توجه نکند که وضع آنها در منطقه خاورمیانه از هر زمان دیگری در طول تاریخشان وخیم تر است و با هر معیاری که سنجیده شود ایران تا اینجا برنده بازی است. دومین دلیل این است که اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 2012 در ایران درگیر نوعی مسابقه رادیکالیسم علیه ایران با جمهوری خواهان است پس طبعا ابتدایی ترین راهبرد رسانه ای که در پیش خواهد گرفت این است که تاکید کند سیاست او در مقابل ایران جواب داده و انتقادهای جمهوری خواهان بی وجه است. در بسیاری از موارد، مخاطب اظهارات بی سر و ته و گاه به شدت مضحک مقام های امریکایی در این باره که «ایران در آستانه کوتاه آمدن است» در واقع جامعه داخلی امریکا و صهیونیست هاست و نباید آنها را بیش از این مقدار جدی گرفت. (امیر اورن هفته گذشته در هاآرتص مقاله ای نوشت که تیتر آن این بود: مخاطب جمله همه گزینه ها روی میز است اسراییل است نه ایران.) و سومین دلیل این است که اوباما مجبور است بگوید گزینه های فعلی در قبال ایران جواب داده چرا که اگر غیر از این باشد ناچار باید سراغ گزینه های بعدی برود و چیزی به نام «گزینه بعدی» اساسا وجود خارجی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از امریکا جریان فتنه در داخل و خارج بیشترین سود را از بحرانی جلوه دادن فضای کشور می برد. این جریان به طورمشخص در پی دست یابی به دو هدف عمده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اول، به حداقل رساندن مشارکت مردم چرا که در شرایطی که این جریان در صحنه حضور ندارد، مشارکت بالا به این معناست که مردم برای قهر و اخم آنها هیچ ارزش و اهمیتی قائل نیستند و مشروعیت نظام سیاسی بر خلاف آنچه آنها در پی آن بودند روز به روز در حال مستحکم تر شدن است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دلیل دوم اما این است که جریان فتنه تصور می کند تنها در صورتی می تواند امیدوار به بازگشت دوباره به صحنه سیاسی باشد که وضعیت کشور به اندازه کافی بحرانی جلوه داده شده و چاره ای جز روی آوردن به پروژه هایی مانند نجات و وحدت ملی برای نظام باقی نماند. در واقع نوعی تقسیم کار بین طرف خارجی و جریان فتنه جود دارد. طرف خارجی سعی می کند محیط امنیت ملی  سیاست خارجی ایران را بحرانی کند به این امید که نظام چاره ای جز انعطاف در مقابل جریان فتنه و پذیرش مجدد آنها در جامعه سیاسی کشور نبیند. شاید این پروژه زیاده از حد احمقانه به نظر برسد، ولی متاسفانه –یا شاید هم خوشبختانه- باید گفت دشمنان ایران دقیقا به همین اندازه و بلکه بیشتر احمق هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما گروه سوم جریانی درون برخی بخش های حاکمیت است که اساسا تداوم بحران را شرط لازم حیات خود می داند و کاملا مراقب است مبادا اوضاع کشور زمانی حتی به مدت چند هفته آرام بگیرد. بحرانی نمایی برای این جریان دو کارکرد مهم دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اول اینکه بنابر یک تجربه تاریخی این جریان تصور می کند بحران برای آن حاشیه امنیت ایجاد خواهد کرد و می تواند با هزینه حداقل به اجرای پروژه های خود بپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و دوم، منحرفان تصور می کنند اگر وضعیت کشور بحرانی جلوه داده شود آنها در موقعیتی خواهند بود که استدلال کنند راه حل همه این مشکلات نزدیک شدن به غرب و مذاکره با امریکاست و به این ترتیب نظام رابرای تعدیل خط قرمز پر رنگ و راهبردی اش در این باره تحت فشار بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خلاصه کنیم: در واقع بحرانی وجود ندارد، اما اینکه مردم باور کنند اوضاع بحرانی است پروژه ای حیاتی برای بازیگرانی بسیار بانگیزه و پای کار است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سرمقاله روزنامه کیهان در روز چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 15:20:33 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-328.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت 9 دی</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-327.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;3 گام تا 9 دي &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فتنه 88 در ايران مدت هاست پايان يافته اما فرايند درس آموزي از آن همچنان ادامه خواهد داشت. نهم دي ماه روزي است براي مرور مجدد همه آنچه گمان مي كنيم به خوبي آموخته ايم اما در واقع در هيچ لحظه اي از به فراموشي سپردن آن در امان نيستيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از يك نگاه كاملا كلان، فتنه 88 در وهله اول، محصول غفلت از وجود دشمن خارجي كارآزموده، كينه توز، فرصت طلب و به شدت برنامه ريز بود. در فاصله 88-1384 افرادي كه پيشاپيش خود را به دشمن بيروني فروخته بودند و كساني از دوستان انقلاب در اثر عواملي كه اينجا جاي بحث از آن نيست، به تدريج در منازعه با دوستان و خودي ها - ولو اينكه همگان مي دانند درجه خلوص افراد يكسان نيست- حرفه اي تر شدند و پاي كار تر بودند، تا در هماوردي با دشمنان. كار به جايي رسيد كه برخي اساسا فراموش كردند دشمني در كار است، اين دشمن نمايندگاني در داخل كشور دارد و سال هاست در انتظار نشسته تا فرصتي بيابد و كينه ديرين خود را بيرون بريزد. در همان ايام گاه مي شنيديم كه گفته مي شد- «اينها مرده اند»- و منظور از اينها هم همه دشمنان انقلاب بود كه در فاصله سال هاي 76-84 طعم خيانت آنها را مكرر چشيده بوديم- ولي اين جمله در واقع نه يك باور عميق بلكه توجيهي بود براي هر چه بيشتر فرو رفتن در گرداب منازعات داخلي اصولگرايان و زنده نگهداشتن اختلاف هاي سابق و تبديل رقابت ها به كينه توزي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال 88 اما به عيان ترين شكل ممكن روشن شد كه «دشمن وجود دارد» و در تمام آن مدتي كه كساني خطر آن را انكار مي كردند تا توجيهي براي عميق تر كردن اختلاف ها در داخل اصولگرايان داشته باشند، در حال برنامه ريزي و توطئه بوده است. اصولگرايي در سال 88 از سوراخي گزيده شد كه برخي اصل وجود آن را انكار مي كردند. جرياني كه بعدها فتنه 88 را بوجود آورد از سال 84 به اين سو نه تنها وجود داشت بلكه به كمك طرف خارجي به شدت در حال فعاليت بود و سعي مي كرد با درس آموزي از شكست هاي راهبردي اش در پروژه دوم خرداد مجددا سازمان و گفتمان خود را به نحوي بازسازي كند كه از ميدان به در كردن آن ديگر به سادگي گذشته نباشد. بويژه جريان اصلاح طلب در اين مدت تلاش كرد پروژه هاي زير را هر چه سريع تر به يك نقطه مطمئن برساند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- در پيش گرفتن نوعي فرايند نقد دروني و بازشناسي آسيب هاي پروژه دوم خرداد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- تمركز بر تخريب دولت به عنوان پوشش براي فتنه اي كه در پيش داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- رسيدن به يك ائتلاف استراتژيك با هاشمي رفسنجاني براي رويارو ايستادن با تجربه اصولگرايي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- تكميل فرايند شبكه سازي در داخل روي محيط هاي داخلي و مجازي با هدايت مستقيم طرف خارجي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- مسافرت هاي مكرر به خارج از ايران -وحتي امريكا- در چارچوب پروژه (hange) تبادل براي دريافت آخرين نسخه هاي عمليات نرم و نيمه سخت عليه نظام جمهوري اسلامي و گذراندن دوره هاي آموزشي مرتبط با آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6- ميزباني تعداد زيادي از عوامل سرويس هاي اطلاعاتي غربي در داخل ايران در پوشش پژوهشگر، استاد دانشگاه و ... كه ماموريت همه آنها بومي سازي روش هاي جديد براندازي در ايران و برآورد ميزان توانايي جريان اصلاح طلب براي عملي ساختن آن روش ها بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سال 88 زماني بود كه همه اين پروژه ها با هم تركيب شد و آنچه را كه فتنه مي خوانيم بوجود آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدون ترديد علاوه بر پروژه بيروني دشمن براي فتنه انگيزي كه از سال ها قبل تدارك ديده شده بود، رشد اختلاف هاي دروني اصولگرايان و از دست رفتن انسجام نيروهاي انقلاب نيز در پيدايش فتنه 88 بي تاثير نبود. دنباله هاي داخلي دشمن خارجي كه دانسته يا ندانسته به پيمانكاران اجراي پروژه هاي طراحي شده در بيرون از مرزهاي ايران تبديل شده بودند از جمله زماني جان گرفتند و فرصت را مناسب يافتند كه ديدند اختلاف هاي داخلي پيروان انقلاب از حد نقد دروني، گله داخلي و امر به معروف و نهي از منكر فراتر رفته و بوي حذف و تكفير مي دهد. درون اصولگرايان از دو سو اشتباهاتي شكل گرفت. از يك طرف عده اي از همان روز نخست بناي خود را بر گذاشتن چوب لاي چرخ دولت قرار دادند و با دولتي كه انصاف بايد داد در مقطعي -متاسفانه كوتاه- به الگوي خدمتگزاري تبديل شده بود چنان رفتار كردند كه پيش از آن با دشمن نكرده بودند. هم زبان شدن با دشمن خارجي عليه پيشرفت ها و موفقيت هاي كشور و آسان شدن هم نشيني با كساني كه در بدخواهي آنها شكي نبود -و نيست- به شكل گيري پديده اي انجاميد كه از زمان فتنه به اين سو آن را بي بصيرتي خواص مي خوانيم. چرا عده اي در سال 88 سكوت كردند؟ راز شكل گيري فرقه ساكتين چه بود؟ چرا نداي هل من ناصر رهبر را نشنيدند؟ جواب ساده است: در فاصله 84-88 آنچنان فضايي از بددلي متقابل شكل گرفته بود كه عده اي حتي وقتي گريبان چاك و شمشير آخته ضد انقلاب وسط خيابان هاي شهر را هم ديدند باز بر اين گمان بودند كه اين في المثل دعوايي ميان احمدي نژاد و موسوي است نه نزاع انقلاب و ضد انقلاب. راز سكوت، در اشتباه در تحليل و تشخيص بود و اين اشتباه از دل يك تجربه تاريخي بي نهايت اسف بار بيرون آمد كه همچنان بايد براي شناخت ابعاد آن وقت گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما از آن سو هم سنگ بناي تفكر و رفتاري گذاشته شد كه اكنون آن را به خوبي با عنوان انحراف مي شناسيم و تمييز مي دهيم. اين انحراف اساسا بر دو ركن استوار بود: يكي فراموش كردن -عمدي يا غير عمدي- دشمن اصلي و دميدن پي در پي در اين نغمه كه «دشمن همين اصولگرايانند» و دوم، گرفتار شدن به اين توهم كه سرمايه اجتماعي جمع شده در سبد دولت همواره مستدام خواهد بود حتي هنگامي كه در مقابل رهبري ايستاده باشند. اين نوع تفكر، زيرساخت انحراف از اصولگرايي است، انحرافي كه بدون شك به مرور زمان وتحت تاثير عواملي كه باز هم در اينجا مجال صحبت از آن نيست ايجاد شد و رشد كرد و اكنون به مرحله اي بازگشت ناپذير رسيده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اكنون هم بدون كمترين ترديد اگر بنا باشد كساني از دوستان انقلاب وقت و همت خود را صرف درگيري با دوستان كنند (دوستاني كه ولو دير حالا ديگر فهميده اند حقيقت فتنه 88 چه بود) و از ياد ببرند كه بعيد نيست دشمني كه تصور مي شود به خود مشغول شده دوباره سر برآورد و اگر توانست در انتخابات مجلس و اگر نشد در انتخابات رياست جمهوري سال 92 مجددا با آرايشي نو روياروي جبهه انقلاب بايستد، گرفتار همان اشتباه تحليلي شده اند كه كساني در سال 88 در ميانه آن افتادند و «بي بصيرت» نام گرفتند. اگر معناي بصيرت در سال 88 مرزبندي فوري و صريح با فتنه بود، اكنون معناي بصيرت آن است كه جاي دوست و دشمن را اشتباه نگيريم و آرمان وحدت را كه مستلزم كوتاه آمدن از هيچ اصلي نيست، پيش پاي اختلاف هاي ديگر قرباني نكنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و اما سومين عامل ايجاد كننده فتنه 88 كم توجهي به هشدار و زنهارهاي مكرر رهبر معظم انقلاب و فاصله گرفتن از استانداردهايي بود كه ايشان به كرات سعي كردند آن را به جامعه سياسي كشور بياموزند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توصيه هاي رهبري را به ياد بياوريد. نخست تاكيد كردند كه 3 اصل كاري، مردمي و انقلابي بودن شاخص هايي جايگزين ناپذير براي تشخيص نيروهاي انقلاب از غير آنهاست. سپس مكررا هشدار دادند كه دشمن طرح هايي خطرناك در سر دارد و از ياران انقلاب خواستند هرگز از حفظ مرزبندي و فاصله خود با دشمن غفلت نكنند. پس از آن، تاكيد كردند كه هيچ عاملي جايگزين تصميمي كه مردم خود براي خود مي گيرند نخواهد شد. در مرحله بعد، با تشريح پروژه دشمن هشدار دادند كه ممكن است كساني نادانسته بخشي از آن پازل را تكميل كنند و از حيث نتيجه ميان همراهي دانسته يا نادانسته با دشمن تفاوتي نيست. پس از آن تاكيد كردند بزرگترين جنايت اهل فتنه نه وارد كردن خسارت هايي به جان و مال مردم بلكه اميدوار كردن دشمن و انرژي دادن به آن براي كليد زدن دور جديدي از توطئه عليه ملت مسلمان ايران بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همبن توصيه را اگر اكنون از سر دقت مرور كنيم معلوم خواهد شد كه تشخيص حق از باطل آنقدرها هم دشوار نيست. شايد مهم ترين حاصل اين حقيقت كه سايه ولي فقيه بر سر ماست، اين است كه همواره حجت بر ما تمام است و كسي مضطر و محجور نيست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 10:51:23 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-327.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه انتخابات کودتای مخملی می شود؟</title>
<link>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-326.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;دو نگاه به انتخابات &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آغاز فرايند ثبت نام كانديداهاي انتخابات مجلس نهم، به معناي ورود جامعه سياسي كشور به يك دوران كاملا جديد است. دوراني كه دوباره يك انتخابات در نقطه كانوني آن قرار خواهد داشت و بنابراين رخدادهاي آن مي تواند با ساير مقاطع زماني تفاوت فراواني داشته باشد. براي داشتن يك فهم كلي از اينكه سير تحولات در انتخابات مجلس نهم به چه سمتي خواهد رفت، يكي از بهترين روش ها آن است كه ببينيم اساسا پديده انتخابات در ايران چه كاركردهايي دارد و اين كاركردها تا كجا سياسي و از كجا به بعد امنيتي است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به طور كلي پديده انتخابات در ايران همواره از دو منظر متفاوت نگريسته شده است؛ يك منظر، منظري است كه مي توان آن را نگاه ساختارگرايانه به انتخابات دانست. از اين منظر، انتخابات يك پديده سياسي است و كاركرد اصلي آن هم ايجاد مكانيسمي است براي ورود مسالمت آميز و قانونمند به ساختار قدرت، از جانب كساني كه اين ساختار را قبول دارند و به قواعد آن احترام مي گذارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتخابات به اين معنا، چند ويژگي اساسي دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نخست اينكه همزمان با به آزمون گذاشتن مقبوليت اين يا آن گروه سياسي خاص، مقبوليت كل نظام سياسي را در هر حال افزايش مي دهد چرا كه اين كليت نظام سياسي است كه ظرف و مجال لازم براي گردش مسالمت آميز قدرت ميان گروه هاي سياسي را فراهم آورده است. به معناي هانتينگتوني كلمه، در اينجا، انتخابات همواره دو برنده دارد: يكي فرد يا گروهي كه نتيجه را از آن خود كرده و ديگري كلان نظام سياسي كه فضاي لازم براي رقابت گروه هاي سياسي را فراهم آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ويژگي دوم اين است كه انتخابات در اين معناي خاص، اساسا ميان كساني برگزار مي شود كه مشروعيت نظام و سازوكارهاي آن را قبول دارند و به آن گردن نهاده اند. انتخابات در مفهوم ساختارگرايانه آن هيچ مجالي براي فعاليت به آنچه عموما اپوزيسيون خوانده مي شود نمي دهد. هر كسي كه وارد صحنه انتخابات مي شود به طور پيش فرض اين موضوع را پذيرفته كه ساز و كارهاي تنظيم كننده فرايند انتخابات همان است كه به طور پيشيني توسط اسناد بالادستي نظام سياسي معين شده است. بنابراين، ورود به انتخابات و رقابت سياسي در چارچوب آن هيچ جايي براي اعتراض به مكانيسم هاي اجراي آن باقي نمي گذارد مگر اينكه فردي قصد بهانه جويي و به هم زدن ميز بازي را داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و ويژگي سوم اين است كه انتخابات در معناي ساختارگرايانه اش، سعي مي كند مفهوم انتقال قدرت از بازنده به برنده را -كه علي القاعده در ذات خود مفهومي چالش زاست- به پديده اي نرم، روان و فاقد هزينه تبديل كند تا مردم اطمينان پيدا كنند كه انتخابات علاوه بر اينكه به ساختارهاي سياسي شكل مي دهد، نوعي مكانيسم حل منازعه با حداقل هزينه هم هست. آنچه در اينجا مهم است اين است كه توجه كش دادن بازي انتخابات به زماني پس از تعيين تكليف پاي صندوق راي، دقيقا به اين معناست كه كساني -عموما بازندگان- تصميم گرفته اند هزينه خود را روي سر كليت نظام سياسي و بلكه توده هاي مردم سرشكن كنند و به اصطلاح باخت خود را به باخت همه تبديل نمايند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در يك جمع بندي، انتخابات از منظر ساختارگرايانه عامل ثبات و مستحكم سازي ريشه ها و ساختار نظام سياسي است و با حكم كردن قاعده «راي اكثريت» بر فرايندهاي سياسي، يك روش كم هزينه براي مديريت چالش هاي عموما سخت و متصلب سياسي فراهم مي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما حقيقت اين است كه اين تنها معناي انتخابات نيست. بويژه در ايران، بخشي از گروه هاي سياسي كه پيش از اين نام خود را اصلاح طلب گذاشته بودند واكنون بخش بزرگي از آنها ذيل عنوان فتنه گران دسته بندي مي شوند، نگاهي از اساس متفاوت به مقوله انتخابات دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براي اين گروه چنان كه سابقه همه انتخابات پس از تير 1384 نشان مي دهد انتخابات در وهله اول مكانيسمي براي ورود بقاعده به ساختار قدرت نيست به دو دليل: اول اينكه اساسا به ساختار نظام اعتقاد ندارد و در تمام آن دوراني هم كه دولت و مجلس را در اختيار داشتند جز درآوردن اداي اپوزيسيون درون حكومت كاري نكردند و دوم، خود به خوبي مي دانند كه مدت هاست سرمايه اجتماعي كافي براي پيروزي مسالمت آميز در يك فرايند انتخاباتي شفاف را از دست داده اند و بنابراين حتي اگر بخواهند از حضور موفق در انتخابات ناتوانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين گروه نگاهي ساختارشكنانه به انتخابات دارد و در اين سال ها همواره تلاش كرده از اين موضع وارد انتخابات شود. نگاه جريان اصلاح طلب به انتخابات آنگونه كه بويژه تجربه انتخابات رياست جمهوري دهم نشان داد بيش از آنكه روشي براي كسب مشروع قدرت باشد، پروژه اي است كه عموما كودتاي نرم خوانده شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در تمام تجربه هاي شناخته شده كودتاي نرم يا مخملين، همواره يك انتخابات در قلب ماجرا قرار داشته و اساسا كودتاي رنگي يك عمليات انتخابات محور است. نگاه ساختار شكنانه به انتخابات تلاش مي كند انتخابات را از كاركرد واقعي آن كه تسهيل فرايند گردش قدرت است، تهي كرده و آن را به يك پديده امنيتي تمام عيار تبديل كند. به هر ميزان كه جنبه هاي امنيتي انتخابات بر جنبه هاي سياسي آن غلبه كند، پروژه كودتاي نرم موفق تر بوده است. تلاش براي قلب ماهيت انتخابات از يك پديده سياسي به يك پديده امنيتي و شكل دادن به حضور مردم به مثابه يك ناآرامي به جاي «مشاركت سياسي»، اساس فرايند كودتاي مخملي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصلاح طلبان از سال 84 به اين سو هرگز به دنبال پيروزي در انتخابات نبوده اند چرا كه مي دانستند چنين تواني ندارند. كانديدا كردن فردي مانند محمد معين در انتخابات 84 و بعد كنار گذاشتن محمد خاتمي و به ميدان آوردن ميرحسين موسوي به وضوح حكايت از آن دارد كه اين جريان نه به دنبال يك رقابت سياسي سالم بلكه درصدد انجام «كار ديگري» بوده است كه انتخابات براي آن فقط يك محمل و يك بهانه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اكنون سوال اين است: انتخابات چگونه به مفهوم مركزي يك پروژه كودتاي مخملي تبديل مي شود؟ به عبارت ديگر آن چه مجموعه اقداماتي است كه كاركردهاي سياسي انتخابات را به كاركردهاي امنيت تبديل مي كند. 6 محور زير مقدمه اي براي يافتن پاسخ اين سوال هاست:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- نخستين كاركرد غير سياسي انتخابات تبديل كردن آن به محلي براي افشاگري و بر ملا كردن اسرار نظام در رقابت هاي سياسي است. وقتي اين موضوع از حد بگذرد، در واقع ماهيت انتخابات تقلب شده و برنده آن نه هيچ كدام از گروه هاي حاضر در صحنه بلكه دشمن خارجي خواهد بود كه سخت تشنه دانستن اين اطلاعات است و در فرصت ديگري قادر به دستيابي به آن نيست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- دومين عاملي كه مي تواند انتخابات را به يك كودتاي نرم تبديل كند، تبديل مفهوم مشاركت سياسي مردم به آشوب و اغتشاش است. براي اينكه اين اتفاق رخ بدهد عموما به يك عامل واسطه نياز است . در سال 88 مفهوم تقلب اين نقش را ايفا كرد و شواهد نشان مي دهد اين بازي همچنان پايان نيافته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- سومين كاركرد امنيت انتخابات تبديل به فرصتي براي شبكه سازي است. آمريكايي ها اكنون حدود يك دهه است كه اين هدف را در ايران تعقيب مي كنند و در سال هاي 84 و 88 به نحو كاملا عملياتي آن را پي گيري كرده اند. نشانه هايي هست كه تلاش هايي براي تكرار آن تجربه در سال 90 هم در حال انجام است اگر چه اين بار تجربه مديريت فتنه 88 توسط نظام فضا را براي هر نوع عمليات شبكه سازي به شدت ناامن كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- چهارمين عاملي كه مي تواند انتخابات را به كانون يك عمليات مخملي تبديل كند، هماهنگي برخي گروه ها از داخل كشور با بيرون و فراهم كردن زمينه تشديد فشار خارجي به نظام است. اين پديده اي است كه اكنون در رفتار جريان فتنه به وضوح مي توان آن را اشاره كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- عامل پنجم تشديد شكاف هاي درون حاكميت از طريق از حد گذشتن بگومگوهاي انتخاباتي و تبديل رقابت به مخاصمه است. تشديد شكاف هاي درون نظام يكي از مهم ترين عواملي است كه دشمن را به تشديد فشار بيروني ترغيب و نسبت به نتيجه بخش بودن آن اميدوار خواهد كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6- و آخرين عامل تبديل انتخابات به صحنه اي براي مشروعيت زدايي از مكانيسم هاي ساختاري نظام و وسعت دادن به حوزه نقد تا جايي است كه كليت نظام و اركان آن را هدف بگيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از مهم ترين شاخص ها براي سنجش بصيرت گروه هاي سياسي آن است كه ببينيم تا چه حد از مشاركت در تبديل انتخابات از يك پروژه سياسي به يك پروژه امنيتي پرهيز مي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرمقاله روزنامه کیهان در روز دوشنبه 5 دی 1390&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Dec 2011 10:24:42 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohammadikayhan</dc:creator>
<guid>http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-326.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

