انتخابات آزاد

پس پرده کلید واژه انتخابات آزاد

یکم- آیا در انتخابات سال 1392 فتنه جدیدی رخ خواهد داد و آیا این درست است که ما از هم‌اکنون از فتنه 92 خبر بدهیم؟ پاسخ این سوال ساده نیست. تا آنجا که به دشمن یا به تعبیر دقیق محور «بیگانه- ضد انقلاب- فتنه- انحراف» مربوط است حتما پروژه‌هایی در جریان است. این پروژه‌ها هنوز به نحو حداکثری همپوشان نشده ولی تلاش طرف خارجی این است که حداکثر اشتراک تحلیلی و در نتیجه آن اشتراک عملیاتی را بین اجزای این محور ایجاد کند. برای تحقق این هدف هم تلاش‌هایی برای هماهنگی در جریان است و هم تلاش‌هایی برای ایده‌سازی و طراحی راهبردی و تاکتیکی. اما آیا این بدین معناست که جبهه دشمن قادر به محقق کردن آنچه اندیشیده، خواهد بود؟ در اینجا جای‌ تردید جدی وجود دارد. دشمن از تحولات سال 88 درس‌هایی آموخته و درصدد است نسخه‌اي جدید از پروژه‌‌های بی‌ثبات‌ساز را عملیاتی کند که حاوی نقاط ضعف فتنه سال 88 نباشد. جدول بزرگی وجود دارد که در اصل مبتنی است بر تقویت نقاط قوت فتنه 88 و تلاش برای اصلاح نقاط ضعف آن. درون این جدول بزرگ هم زمانبندی وجود دارد و هم تقسیم کار. برخی تقسیم کارها البته پنهان است به این معنا که کسانی در فتنه جدید نقش ایفا خواهند کرد بدون اینکه خود متوجه باشند چه جدولی را پر می‌کنند. پس نتیجه بگیریم؛ تا آنجا که به طراحی دشمن مربوط است چیزی به نام فتنه 92 وجود دارد اما تا آنجا که تاثیرپذیری محیط داخلی وجود دارد، نسبت به سال 88 مصونیت‌هایی ایجاد شده است که تحقق پروژه‌های دشمن را دشوار می‌کند.

دوم-کلیدواژه انتخابات آزاد همه چیزی نیست که محور بیگانه- ضد انقلاب-فتنه- انحراف قصد تمرکز روی آن را در سال 88 دارد، اگرچه مهم‌ترین نقطه تمرکز دشمن است. غیر از انتخابات آزاد، احتمالا بزودی 2 کلیدواژه اجرای بدون تنازل قانون اساسی و نجات اقتصادی هم مطرح خواهد شد. ‌ترکیب این 3 کلید واژه با یکدیگر از دید دشمن ملات گفتمانی لازم برای پروژه بی‌ثبات‌سازی جدید را فراهم خواهد آورد. با این حال جایگاه کلیدواژه انتخابات آزاد کلیدی است؛ به چند دلیل:

1- این کلیدواژه درواقع جانشین بحث تقلب شده و نسخه به‌روز‌شده آن است. ظاهرا ارزیابی راهبردی جریان ضدانقلاب به عنوان ابداع‌کننده اصلی این کلیدواژه این است که کلیدواژه تقلب هم توان بسیج‌گری خود را از دست داده و هم ماهیتا اثبات آن دشوار و بلکه غیرممکن است، همچنان که جریان فتنه در سال 88 هم از عهده اثبات ادعایی که کرده بود، برنیامد. کلیدواژه انتخابات آزاد اما به لحاظ معنایی فراخ‌تر است و امکان مانور بیشتری به محور بیگانه- ضدانقلاب- فتنه- انحراف می‌دهد. این کلیدواژه در واقع صرفا ناظر به مکانیسم برگزاری انتخابات نیست بلکه بیشتر ناظر بر مجموعه رفتارهایی است که در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی و اجتماعی از جانب نظام در ماه‌های منتهی به انتخابات رخ خواهد داد. بنابراین منادیان این کلیدواژه بدون شک از این پس به دنبال جمع کردن مجموعه کدهایی از رفتار دولت، اصولگرایان و مجموعه نهادهای نظام خواهند بود تا بتوانند پس از انتخابات یا در آستانه انتخابات از آن نتیجه بگیرند که انتخابات آزاد نیست.

2- مساله دوم این است که کلیدواژه انتخابات آزاد از دید جریان فتنه در داخل یک گریزگاه هم ایجاد می‌کند. ظاهرا جمع‌بندی این جریان اکنون این است که به دلیل افت شدید سرمایه اجتماعی، ‌کاهش توان بسیج‌گری، بی‌اعتباری گفتمانی، کمبود جدی در حوزه نیروها و شبکه‌های پای کار، ‌بی‌اعتمادی نظام به آنها و همچنین نداشتن کاندیدایی که بتواند یک بازی تمام‌کننده به نمایش بگذارد بهتر آن است که در انتخابات 92 شرکت نکنند. اگرچه جمع‌بندی راقم این سطور این نیست که این راهبرد نهایی جریان فتنه است – و احتمالا آقای‌ هاشمی تلاش خواهد کرد هر چه سریع‌تر این راهبرد را تغییر دهد- ولی اگر این جمع‌بندی نهایی باشد، کلیدواژه انتخابات آزاد این خاصیت را دارد که این جریان می‌تواند عدم حضور در انتخابات – یا در واقع همان تحریم اعلام نشده و تلویحی انتخابات- را به حساب بسته بودن فضا بگذارد و اعلام کند می‌‌خواسته در انتخابات حاضر شود ولی شرایط مهیا نبوده است. اظهارات اخیر موسوی لاری نشان‌دهنده همین نکته است.

3- نکته مهم دیگر این است که ظاهرا مخاطب کلیدواژه انتخابات آزاد مردم ایران در داخل کشور نیستند. بویژه تا آنجا که به طراحی ضد‌انقلاب خارج از کشور مربوط می‌شود هدف از طرح این کلید‌واژه مخاطب قرار دادن دولت‌های خارجی و متقاعد کردن آنها در این باره است که مشروعیت دولت آینده در ایران را نپذیرند به این بهانه که انتخابات آزاد نبوده است.

درواقع برخلاف کلیدواژه تقلب که نگاه آن به شب انتخابات بود، هدف‌‌گذاری کلیدواژه انتخابات آزاد برای روز انتخابات (ماه‌های بعد از انتخابات) است.

سوم- این توصیف اجمالی محدود به بیان چند نکته از نکات بسیاری است که درباره طراحی نهفته در پس کلیدواژه انتخابات آزاد نهفته است. مساله این نیست که این پروژه‌ها چقدر عملی خواهد شد، مساله این است که جریان اصولگرا و بویژه دولت چقدر احتمال دارد ناآگاهانه خانه‌های این جدول را پر کند.

سرنقاله روزنامه وطن امروز در روز سه شنبه ۲۶ دی۱۳۹۱

در برنامه اين هفته ثريا پخش شد

فرهنگ شهيد احمدي روشن بسيار ارزشمندتر از انرژي هسته اي كشور

اگر نبود عزم رهبري، خيلي قبل ترها عده اي انرژي هسته اي را رها مي کردند!

شب گذشته مصادف با مراسم سالگرد شهيدان هسته‌اي علي محمدي، احمدي روشن و قشقايي برنامه زنده ثريا با موضوع هسته‌اي به روي آنتن شبكه اول رفت. ميهمان اين برنامه حجت الاسلام پناهيان و آقاي محمدي تحليلگر مسائل هسته‌اي بودند.

بخش اول صحبت‌هاي جناب حجت الاسلام پناهيان به موضوع آسيب‌شناسي مدل پيشرفت غربي‌ها و تمايزات مدل پيشرفت كشور با نوع غربي پرداخته شد. ايشان معتقد بودند: اصل هزينه دادن از زندگي و انگيزه انقلابي و سبك زندگي انقلابي كه در مدل زندگي شهيد احمدي روشن و ساير شهدا نمود بارز داشته است؛ از تمايزات مدل پيشرفت اسلامي ايراني با پيشرفت غربي است.

ايشان با مقايسه حساسيت غرب نسبت به صنعت هسته‌اي و ساير صنايع كمتر پيشتاز مانند خودرو اين نكته را خاطرنشان كردند كه براي نيل به موفقيت انقلابي بايد به پارامترهاي ارزشي و ايدئولوژيك توجه داشت. ايشان با مطرح كردن اين سوال گفتند چرا دانشمندان هسته‌اي مانند شهيد احمدي روشن بايد ترور شوند اما هيچ مسئول يا مديري از مثلا صنعت ايران خودرو مورد تهديد نيست! ايشان همچنين با اشاره به زندگي پرفسور حسابي، و نوع فعاليت‌هاي بادغدغه و ايدئولوژيك ايشان در عرصه علم، اشاره نمودند كه ما بايد ويژگي‌هاي تمدن  سازي را در فعاليت‌هاي علمي‌مان مدنظر داشته باشيم.

در بخش ديگر بحث مصاحبه تلفني با يكي از دوستان نزديك شهيد احمدي روشن انجام شد كه ايشان به تبيين ويژگي‌هاي شخصيتي اين شهيد بزرگوار پرداخت و اينكه چرا براي دشمن ايشان هدف حمله قرار گرفته است.

ايشان مطرح كرد كه مصطفي نمونه رويش يك جوان انقلابي در نسل سوم انقلاب بوده است. مصطفي معتقد بود كه امروز تقابل جبهه اسلام و كفر در حوزه علم و فناوري است و همچنين صنعت هسته‌اي حائز ويژگي‌هايي است؛ كه محوريت پيشرفت امروز فناوري‌هاي مختلف در جهان در اين صنعت است. مصطفي صنعت هسته اي را به خاطر اولويت انتخاب كرد نه به خاطر اشتغال!  بنابراين حاضر مي‌شود كه 6 ماه پشت گزينش صنعت هسته اي مي‌ماند كه وارد اين صنعت بشود و در طول اين هفت سال سابقه كار در صنعت هسته‌اي هرجا كه بوده يا تنها فرد محوري در آن حوزه پيشرفت بوده يا يكي از افراد محوري در اين حوزه. به عنوان مثال از نفرات اصلي مقابله با ويروس خطرناك استاكس نت در نطنز بود. از رويكردهاي مهم ايشان اين بود كه تا حد ممكن ظرفيت فناوري را در داخل فعال مي كرد تا فناوري و صنعت بومي شود.

اين دوست مصطفي مطرح كرد كه در تمدن اسلامي، يك جوان 30 ساله در مقابل همه سرويس هاي امنيتي غرب مي ايستد و با روحيه جهادي بر آنها فائق مي‌آيد. و در نهايت دشمنان غربي اينقدر از شكست در مقابل فعاليت‌هاي ايشان سرخورده مي شوند كه مجبور مي‌شوند؛ هزينه سياسي و امنيتي حذف فيزيكي را بپذيرند و با تلاش چند ماهه اقدام به شهادت ايشان مي كند. مصطفي يك  الگوي عملي براي توسعه و بومي‌سازي فناوري را با رويكرد جهادي و سبك زندگي بسيجي ارائه مي دهد. و اين بايد براي نخبگان كشور درس آموز باشد.

- رسالت برنامه هايي مثل ثريا، ايجاد مطالبه عمومي در پيشرفت كشور

آقاي پناهيان مطرح  كردند كه رسالت برنامه هايي مثل ثريا اين است كه مطالبه عمومي در پيشرفت كشور را ايجاد كنند.  ايشان تبيين كردند اگر ماشين ايراني، نساجي ايراني و ساير توليدات ايراني ضعيف تر از محصولات خارجي است حتما ضعف در مديريت اين صنايع كشور است. كشوري كه در باشگاه هسته اي و فضايي كشور است نبايد در  توليد پارچه چادر مشكي مشكل داشته باشد. ما براي همه صنايع‌مان يك احمدي روشن نياز داريم كه براي رسيدن به موفقيت در حوزه خودش از خواب و خوراك بيافتد.

فرهنگ شهيد احمدي روشن بسيار ارزشمندتر از انرژي هسته اي كشور است. فرهنگي كه اينچنين انگيزه اي را در جوانان ايجاد كرده است و همين فرهنگ رعب و وحشت در غرب انداخته است. يكي از ويژگي هاي اين فرهنگ اين است كه علم، كار و تكنولوژي را براي خودشان نمي‌خواهند بلكه خودشان را براي پيشرفت علم، كار و تكنولوژي مي‌خواستند.

- عده اي قدرت امريکا را بيش از آنچه هست مي داند و قدرت کشورمان را کمتر از انچه هست

جناب آقاي محمدي ديگر مهمان برنامه ضمن تشريح وضعيت هسته اي کشورمان و اقدامات صورت گرفته پرداختند ايشان در قسمتي از سخنان خود گفتند: عده اي در داخل قدرت امريکا و غرب را بيش از آنچه هست مي پندارند و قدرت خودمان را بسيار کمتر از آنچه هست مي دانند لذا مي خواهند با تعاريف خودشان نيز کشور را جلو ببرند.

عده اي در کشور چون خودشان نمي توانند فکر مي کنند کشور ناتوان است و مي خواهند کشور را از دست يابي به اهداف بلند دور کنند اگر عزم و جديت رهبر معظم انقلاب در موضوع هسته اي نبود مسئولين ديگر به راحتي از حق مسلم کوتاه مي آمدند و امروز شاهد اين همه رشک و قدرت نمي شديم.

- وقتي ايران حتي از شرکتي که عضو هئيت مديره اش هست نمي تواند چيزي خريد کند!!

اين تحليلگر مسائل هسته اي افزود: کشورمان 1 ملييارد دلار در يک شرکت غني سازي در فرانسه سرمايه گذاري نموده است حتي عضور هئيت مديره اين شرکت نيز هست و در تصميم گيري هاي آن شرکت حضور دارد ولي نه مي توانيم از اين شرکت اورانيم غني شده بخريم و نه حتي دانش از اين شرکت انتقال دهيم اين  در حالي که در قوانين بين المللي يک حق طبيعي براي يک شرکت و اعضاي آن يک حق مسلم و قطعي است.

ايشان در بخش ديگري از صحبت هاي خود افزود: از لحاظ قوانين آژانس موظف است به تامين مواد اوليه است ولي نه تنها در اين مسير اقدامي نمي کند بلکه حتي از دادن اطلاعات ايمني براي حذف و ايمني بيشتر به ما ممانعت مي ورزند و اين موضوع با فاش نمودن اسامي دانشمندان کشورمان و در اختيار سرويس هاي جاسوسي قرار دادن فراتر هم مي رود.

***

پخش مستندي جذاب از ابعاد مختلف زندگي و فعاليت‌هاي شهيد مصطفي احمدي روشن و اثرات اين شهيد بزرگوار در پيشرفت‌هاي هسته‌اي كشور از بخش‌هاي جذاب اين برنامه بود. كه به علت زمان طولاني مستند در برنامه تنها چكيده‌اي از آن پخش شد و اين مستند به طور مجزا در ساعت 19:30 از شبكه يك با نام لبه روشنايي پخش شد.

شنبه، 23 دی 1391

گفت وگوی ویژه خبری

کارشناس مسائل راهبردي: دشمن در پي عرضه نسخه جديد از فتنه است 

واحد مرکزی خبر- یک کارشناس مسائل راهبردی گفت: دشمنان تلاش می کنند نسخه جدیدی از فتنه سال 88 را برای انتخابات آتی عرضه کنند.

مهدی محمدی در برنامه گفتگوی ویژه خبری چهارشنبه شب (20 دی) با بیان اینکه دشمن برنامه سنگینی برای انتخابات پیش رو دارد گفت: طرح دشمن از پیش آماده شده ودارای جدول و مراحل مختلف و زمان بندی مشخص است.

 وی با بیان اینکه مخالفان نظام تا کنون شش همایش برگزار کردند و 4 همایش دیگر نیز برای تقسیم کار تا انتخابات برگزار خواهند کرد گفت: در این جلسات قلم به دستها در کنار اسلحه به دستها نشستند و مصوب کردند کلید واژه ای که باید استفاده شود انتخابات آزاد است.

 محمدی گفت: در داخل نیز کسانی هستند که گفته ها و روش آنها دقیقا منطبق بر آنچیزی است که ضد انقلاب مطرح می کند و مرز بندی با آنان ندارد و در نهایت این همسانی در ادبیات تبدیل به همسانی در عملیات می شود.

وی اضافه کرد: منادیان داخلی انتخابات آزاد در بهترین حالت با مریم رجوی و رضا پهلوی هم فکر هستند.

 وی گفت: دشمنان خارجی و همراهان داخلی آنها مشکلات را حاصل از مقاومت و راه حل آن را سازش می دانند و دنبال اعتبار زدایی از انتخابات هستند.

 این کارشناس محور دیگر طرح دشمن را امنیتی کردن انتخابات دانست و گفت: موضوع انتخابات آزاد در واقع برای تعطیل کردن انتخابات آزاد است.

 محمدی گفت: جریان فتنه در واقع از مردم نا امید شده اند و تکیه آنها به سمت بیگانه رفته است. 

ارزیابی اظهارات آقای عسگر اولادی

آنچه می دانیم!

بحث درباره ماهیت جران فتنه، مقصران آن دوران سیاهی که فتنه خوانده شده است و همچنین میزان و کیفیت ارتباط فتنه گران با حلقه های بیرون از کشور یک بحث بی پایان نیست، نمی تواند هم باشد. بیش از 3 سال پس از آن روزهای ناگوار ما اکنون در موقعیتی هستیم که بتوانیم در این باره قضاوت هایی کم و بیش روشن و قابل دفاع (در محکمه یا غیر آن) بکنیم.

اکنون دیگر زمان ابهام به سر آمده است. بدون شک چیزهای زیادی درباره فتنه 88 –بویژه طراحی های سرویس های اطلاعاتی قبل، حین و بعد از آن- هست که شاید دهه ها طول بکشد تا جزئیات آنها به بیرون درز کند. اما آنچه همین امروز می دانیم کم نیست. از 9 دی 88 به این سو، بسیاری اسناد رو شده و مقادیر انبوهی از رازهای مگو از پرده برون افتاده است. روایت امروز ما از فتنهه 88 –اگر مجالی برای عرضه تفصیلی آن فراهم شود- شباهت چندانی به آنچه در آن ماه های پر حادثه می گفتیم نخواهد داشت. اکنون اطلاعات بسیار جزئی تر، مستندات محکم تر و تفصیلی تر و تحلیل ها عمیق تر شده است. اکنون می دانیم که از سال ها قبل در نهانخانه میرحسین موسوی و به نام جمعیت فلان و بهمان درباره چه چیزهایی بحث می شد. می دانیم که قبل از انتخابات چه کسانی نگران آن بودند که غرب در مقابل ایران کوتاه بیاید و می خواستند هر طور شده اوضاع را به هم بزنند. می دانیم ایده تقلب در کجا تولید شد، چگونه قوام یافت و نهایتا با چه ابزارها و مکانیسم هایی به گفتمان مسلط انتخاباتی کاندیدای بازنده بدل شد. می دانیم –آن هم تفصیلا- که قریب به اتفاق آنها که اکنون دوست دارند به جای جنبش سبز نام اصلاحات بر آنها نهاده شود، می دانستند در انتخابات تقلب نشده و برای تحقق اهدافی که آنها هم روشن است، میرحسین موسوی را به خروج علیه نظام تشویق کردند. می دانیم که نقش منافقین و سرویس های اطلاعاتی غربی و صهیونیستی در پیش برد پروژه فتنه چه بود (اگر چه درباره نقش آنها در کلید خوردن ماجرا مسئله پیچیده تر است) و چگونه پس از 25 بهمن 1389 تلاش کردند نسخه جدیدی از ستاد فرماندهی فتنه را در بیرون از ایجاد سازمان بدهند. همچنین اکنون درکی دقیق وجود دارد از اینکه نقش جریان فتنه در آغاز دور جدید فشار علیه ملت ایران بویژه تحریم ها چه بود. اینها را و بسیاری چیزهای دیگر را اکنون به کیفیتی می دانیم که سال 88 فکرش را هم نمی شد کرد.

همین مقدار دانسته کافی است برای اینکه بتوان درباره آینده سیاسی جریانی که در سال 88 فتنه کرد و اکنون هوس بازگشت به درون نظام را کرده، داوری کرد و تصمیم گرفت. اگر چه به دلایلی که اینجا جای بحث از آن نیست، هنوز این دانسته ها تفصیلا مدون نشده و اگر هم شده باشد در دسترس مردم قرار نگرفته است اما این به هیچ وجه دلیلی بر آن نیست که کسانی از شیوخ اصولگرایی بویژه جناب آقای عسگر اولادی که راقم این سطور احترامی فوق العاده برای ایشان قائل است، بخواهند قصه فتنه را از سر بنویسند و نقش های کاملا روشن و معین سران فتنه را باز تعریف نمایند.

جناب آقای عسگر اولادی در اظهارنظری به شدت قابل بحث در هفته گذشته که از جانب یکی دو نفر دیگر هم –البته به شکلی بسیار رقیق تر- تکرار شد، گفتند که سران واقعی فتنه بیرون از ایران هستند و موسوی و کروبی را نباید فتنه گر دانست بلکه فتنه گری هم اگر در کار بوده، اطرافیان این دو بوده اند. اجازه بدهید ببینیم، وقتی در این حرف دقیق شویم، چه نتایجی از آن بیرون می آید.

یکم-تردیدی نیست و اکنون اطلاعات مفصلی هم در این باره وجود دارد که فتنه 88 به مثابه یک کودتای براندازانه از حیث اهداف، روش ها و بازیگران دارای منشا خارجی جدی بوده اگرچه منشا خارجی تنها منشا آن نیست و پدیده هایی هم در فتنه 88 وجود داشته که باید آنها دقیقا با استناد به طراحی های داخلی جریان ها خاص تبیین کرد. بنابراین این تعبیر درست است که سران اصلی فتنه در خارج از ایران هستند و هنوز هم در فکرند تا اگر از دستشان بربیاید فتنه دیگری در این کشور علم کنند. اما سوال این است که اگر امثال موسوی و کروبی نبودند آیا آن سران بیرونی فتنه قادر به اجرای نقشه خود در داخل می شدند؟ تا آنجا که به امریکایی ها، اسراییلی و برخی سرویس های عربی مربوط می شود، بیش از دو دهه بود که در فکر بودند تا شاید بتوانند یک کودتای نیمه سخت انتخابات محور را در ایران سازماندهی کنند. اما آنها در تمام سال های ما قبل سال 88 موفق به این کار نشدند دقیقا به این دلیل گزینه های کودتا و شرایط لازم برای آن در داخل کشور مهیا نبود. سال 88 اتفاقا از این منظر بسیار مقطع مهمی است که ببینیم چرا غربی ها به این نتیجه رسیدند که پروژه ای را که سال های طولانی در ذهن داشتند باید دقیقا در همین سال اجرا کنند؟ جناب عسگر و اولادی و همه آنها را که هنوز درباره ماهیت این واقعه در تردیدند به یافتن پاسخ همین یک سوال دعوت می کنم که چه کسانی در سال 88 خاتمی را از صحنه بیرون بردند و میرحسین موسوی را که بسیاری از اصلاح طلبان نه او را قبول داشتند و نه اساسا باور می کردند کاندیدا شود؛ جایگزین او کردند؟ نقش عامل خارجی و مشاوران مرتبط با خارج موسوی در کشاندن او به صحنه و در نتیجه بیرون راندن خاتمی از صحنه انتخابات (کسی که خودشان می دانستند گزینه کودتا نیست) چه بود؟ اگر پاسخی درست به همین یک سوال داده شود –که اتفاقا پاسخ این سوال هم جزو دانسته های ماست-  آن وقت معلوم می شود آنچه در این سال رخ داد سناریوچه کسانی بود و موسوی و کروبی در آن چه نقشی ایفا کردند. به این ترتیب، حداقل چیزی که درباره کسانی مانند موسوی و کروبی می توان گفت این است که آنها سران داخلی فتنه بودند و نقش آنها به هیچ وجه در مقایسه با نقش طراحان اصلی فتنه در بیرون از کشور قابل اغماض و چشم پوشی نیست.

دوم- سوال مهم تر اما این است که ببینیم و بپرسیم اساسا شان نزول این حرف ها در اوضاع و احوال کنونی چیست؟ از یک سو، اکنون اطلاعات مبسوطی در این باره وجود دارد که طرف خارجی با همکاری و هماهنگی برخی افراد در داخل کشور درصدد آن هستند که یک موج جدید روانی و رسانه ای و بعد اگر دستشان رسید حقوقی و دیپلماتیک، از خارج ایران درباره مسئله سران فتنه به راه بیندازند. اطلاعات مربوط به نحوه طراحی این پروژه در بیرون از ایران، هماهنگی آن با داخل و هدف های آن در آستانه انتخابات در همین روزهای اخیر توسط برخی منابع داخلی از جمله روزنامه وطن امروز منتشر شده است. هدف هم ظاهرا این است که با کشاندن این موضوع به مجامع بین المللی و با استناد به فضایی که بناست در داخل کشور ساخته شود، مسئله سران فتنه به یک معضل سیاست خارجی و نهایتا به ابزاری برای اعمال فشار بر کشور تبدیل شود. جالب است که طراحان پروژه احیای موسوی و کروبی در بیرون از ایران به این موضوع تصریح دارند که یکی از مهم ترین نیازمندی های آنها این است که کسانی از درون جریان اصولگرا بیرون بیایند و به دفاع از این افراد یا انتقاد از وضعیت آنها برخیزند. این مهم نیست که این پروژه چقدر امکانپذیر است، مهم این است که برخی دوستان و بزرگواران در داخل توجه کنند که چطور ندانسته و ناآگاهانه به دام یک پروژه بیرونی که جزئیات آن هم اعلام شده افتاده اند و درست در حال ایفای همان نقشی هستند که دشمن اکنون سخت به آن نیاز دارد. واقعا اگر فردا آقای احمد شهید به سخنان آقای عسگر اولادی استناد کند و خواهان اقدام علیه ایران به بهانه نقض حقوق آنها شود، آقایان چه پاسخی خواهند داشت؟ آیا رواست که سابقون در انقلاب اینچنین ساده دلانه در دام نقشه دشمن بیفتند و برای تحقق پروژه ایجاد آزادی عمل برای سران فتنه به آنها کمک کنند؟

گذشته از این، اکنون فتنه گران خود به خوبی دریافته اند که راهی جز بازگشت دوباره به دامن نظام ندارند. این را هم می دانند که این بازگشت مجانی رخ نخواهد داد و باید شروطی معین را بپذیرند و اجرا کنند. تحت این شرایط بهترین عصایی که می توان زیر بغل این جماعت ورشکسته گذاشت این است که کسانی از داخل خانواده انقلاب جنایت فتنه گران را کوچک جلوه داده و مسیر را برای گریز آنها از راهی که برای اعتماد سازی با نظام پیش پایشان گذاشته شده هموار کنند. شاید برخی کسانی که اکنون از ادبیات معتدلانه تری درباره فتنه استفاده می کنند اساس آگاه نباشند ولی کاری که آنها می کنند از یک سو صاف کردن جاده برای تحقق سناریوی شب انتخابات دشمن خارجی درباره سران فتنه و از سوی دیگر تخریب راهبرد نظام درباره ضرورت مرزبندی روشن و صریح فتنه گران با ماجراهای سال 88 است.

اکنون یک بار دیر به صورت مسئله نگاه کنید. آیا تشخیص انکه راه صحیح چیست، دشوار است؟    

سرمقاله روزنامه وطن امروز در روز سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱