ژنو 3 و نسخه مذاكراتي 1+5

در آستانه مذاكرات ژنو 3، هيچ سوالي مهم تر از اين نيست كه طرف غربي با چه سناريويي پاي ميز خواهد آمد؟ ظرف 3 ماه گذشته بحث هاي بسيار متنوعي در اين مورد مطرح شده است. اگرچه قاعدتا رسانه ها و مقام هاي غربي مامور بوده اند دست مذاكره كنندگان خود را رو نكنند، اما تقريبا نكته اي نيست كه ناگفته مانده باشد. اگر بنا را بر اين بگذاريم كه 1+5 در وهله اول دشمن ايران است نه يك طرف قابل احترام مذاكراتي، آن وقت اين قاعده صادق خواهد بود كه حمله به دشمن در يك جنگ، حمله به استراتژي دشمن است. پس ضروري است ببينيم كه استراتژي 1+5 در مذاكره با ايران چيست؟طرف هاي غربي به خيال خود در چارچوب يك فرايند از پيش طراحي شده وارد مذاكرات ژنو مي شوند. نوع نگاه آنها به موضوع اينگونه است كه ايران يك دور داخل شوراي امنيت و چند دور خارج شورا تحريم شده و حالا نوبتي هم باشد، نوبت مذاكره است. ريشه اين نوع نگاه هم آن است كه طرف غربي تصور مي كند بدون مذاكره، تحريم به عنوان روشي كه بناست محاسبات ايران را تغيير بدهد، كارايي نخواهد داشت. مجموعه سناريويي كه 1+5 براي مذاكرات ژنو طراحي كرده، مبتني بر اين مفروض است كه 1+5 در تعامل خود با ايران بايد راهبرد دو مسيره را حفظ كند و هيچ جايگزيني براي آن وجود ندارد.

بر اين مبنا و بر اساس همه آنچه تا كنون در منابع مختلف گفته شده مي توان سناريوي ذهني مذاكره كنندگان 1+5 را به شكلي كه در زير مي آيد بازسازي كرد. منتها قبل از رسيدن به اصل بحث تذكر اين نكته لازم است كه طرف اصلي ايران در واقع 1+5 نيست بلكه آمريكاست و لذا وقتي ما از يك استراتژي يا سناريوي طراحي شده براي مذاكرات سخن مي گوييم، در واقع در حال بازخواني نيات و برنامه هاي آمريكا هستيم و الا كسي در اين ترديد ندارد كه اگر آمريكا دست از بهانه جويي و كينه توزي عليه ايران بردارد، مدعي ديگري در ميان نخواهد ماند. يك خلاصه از نسخه از پيش نوشته شده اي كه كاترين اشتون آن را به مذاكرات ژنو خواهد آورد، مي تواند شامل عناصر زير باشد. اين عناصر در واقع اهداف غرب از مذاكرات را در بر مي گيرد.

1- ارزيابي ميزان تاثير فشارها بر ايران. بدون شك، اولين هدف گروه 1+5 در مذاكرات ژنو3 اين است كه ميزان تاثير تحريم ها بر ايران و اين نكته را كه آيا ايران در اثر فشار ناشي از تحريم ها، تعديلي در مواضع و خطوط قرمز خود ايجاد كرده يا نه را ارزيابي كنند. فراموش نكنيم كه در «راهبرد چند گزينه اي اوباما» بنا بود تحريم با ابزارهاي فشار ديگر مانند ايجاد يك تهديد معتبر نظامي، عمليات اطلاعاتي (مانند ترورهاي اخير) و حمايت از جريان فتنه در ايران تركيب شود و نهايتا بر محاسبات استراتژيك ايران درباره برنامه هسته اي اش تاثير بگذارد. آمريكا در 6 ماه گذشته تلاش كرد يك تركيب نصفه و نيمه از اين گزينه ها بوجود بياورد، اگرچه غربي ها خود اعتراف كرده اند محصول نهايي چندان چنگي به دل نمي زند. گروه 1+5 اكنون مي آيد تا ببيند كه اين راهبرد تاثيري بر مواضع ايران گذاشته است يا نه. آنچه غربي ها بايد مي ديدند- و اگر تا به حال نديده باشند سر ميز مذاكره به روشن ترين وجه ممكن خواهند ديد- اين است كه درست همان روزي كه آمريكا تصميم گرفت محاسبات ايران را عوض كند، ايران هم تصميم گرفت محاسبات آمريكا را عوض كند. از ديد ايران، مهم ترين محاسبه در ذهن طرف آمريكايي كه بايد عوض شود اين است كه غرب بداند وقتي پاي منافع ملي و بلكه حيثيت ايران در ميان باشد، فشار اقتصادي «بخشي از محاسبات ايران» نيست و در نتيجه راهبرد فشار به جاي اينكه موضع ايران را تغيير بدهد آن را وادار خواهد كرد تا حداكثر مقدار ممكن سرسخت باشد.

2- تداوم مذاكرات. دومين هدف 1+5 در مذاكرات ژنو 3 اين است كه هر طور شده ايران را وارد يك مسير طولاني مدت مذاكرات در چارچوب مد نظرخود از طريق تدوين يك «مداليته مذاكراتي» بكند. تغييري كه در مذاكرات ژنو 3 ايجاد شده اين است كه 1+5 تصور مي كند قادر خواهد بود ايران را متقاعد كند كه برنامه هسته اي خود را به عنوان موضوع مذاكرات بپذيرد و به همين دليل هم هست كه غربي ها دائما تاكيد مي كنند به دنبال تداوم مذاكرات هستند. و اما در سوي ديگر ايران با اشاره به چند شرط حاضر به انجام اين مذاكره شده است. شرط اول اين است كه غرب به ياد بياورد حقوق ايران بر مبناي NPT يك بار روزي كه ايران مي خواست به اين معاهده بپيوندد مذاكره شده و مباني كه NPT بر آن استوار شده- از جمله حق ايران براي غني سازي اورانيوم- به هيچ وجه قابل مذاكره مجدد با هيچ طرفي نيست. معناي اين جمله رييس تيم مذاكره هسته اي ايران هم كه «حقوق ايران مفروض مذاكرات است نه موضوع آن» دقيقا همين است. شرط دوم اين است كه مسير فشار متوقف شود چرا كه ايران بر خلاف غربي ها كه عقيده دارند فشار مذاكره را موثر مي كند، معتقد است فشار مذاكرات را بي معنا خواهد كرد. شرط سوم اين است كه آمريكا ثابت كند در مذاكرات جدي است. اسناد اخيرا افشا شده توسط ويكي ليكس به روشني و صراحت تمام نشان مي دهد كه پيشنهاد تعامل با ايران از جانب باراك اوباما از روز اول دروغي بيش نبوده است. در واقع اين آمريكايي ها هستند كه بايد در مذاكرات ژنو 3 ثابت كنند، ادامه دادن به گفت وگو با آنها وقت تلف كردن نيست. فعلا هيچ قرينه اي كه اين موضوع را تاييد كند وجود ندارد سهل است ترورهاي اخير و اظهارات چند هفته قبل جان ساورز ترديدي باقي نگذاشته است كه غرب به مذاكرات فقط به عنوان يك ابزار ايجاد فشار در كنار ابزارهاي ديگر نگاه مي كند. شرط آخر اين است كه همان طور كه ايران در تمامي نامه هاي 3 ماه گذشته خود به كاترين اشتون تاكيد كرده، هرگونه گفت وگو صرفا با هدف رسيدن به فرمولي براي همكاري برابر باشد والا اگر دشمني با ايران و مقابله با منافع آن همچنان هدف اصلي غرب باشد، هيچ اميدي به تداوم مذاكرات نيست.

3- ايجاد يك فرمول حفظ آبرو از طريق احياي مكانيسم مبادله. به طور مشخص درباره برنامه هسته اي ايران، آمريكا و بقيه اعضاي گروه 1+5 درپي آن خواهند بود كه مكانيسم مبادله را به هر شكل ممكن احيا كنند. در اينجا بسيار مهم است كه توجه كنيم نگاه غربي ها به مبادله چيست؟ طرف غربي بحث مبادله مواد هسته اي را دقيقا از روزي پيش كشيد كه از يك طرف مطمئن شد درخواست تعليق غني سازي از ايران يك مطالبه دست نيافتني است و از طرف ديگر به لحاظ منطقه اي خود را بيش از هر وقت ديگري نيازمند تعامل با ايران يافت. بحث از مبادله وارد ادبيات مذاكراتي 1+5 با ايران شد براي اينكه در همان حال كه آبروي غرب محفوظ مانده، راهي براي كوتاه آمدن و طلب همكاري از ايران، گشوده شود. ايران در اصل با مكانيسم مبادله مخالفت نكرد و بحث فقط بر سر اين بود كه چه ضمانتي هست كه در ازاي موادي كه تحويل مي دهد، چيزي هم دريافت كند؟ برخورد آمريكا با بيانيه تهران نشان داد كه نگراني ايران در اين مورد كاملا به جا بوده است. در واقع مخالفت توام با بي آبرويي اوباما با بيانيه تهران دو دليل بيشتر نداشت. اول اينكه غربي ها مي خواستند مواد هسته اي را كه از ايران خارج مي شود ديگر به ايران برنگردانند اما بيانيه تهران مي گفت مواد به امانت گذاشته شده نزد تركيه هر زمان ايران اراده كرد بايد به داخل خاك آن برگردد. ثانيا بيانيه تهران به هيچ وجه متعرض حق غني سازي ايران در سطوح 20 و 5/3 درصد نمي شد در حالي كه آمريكايي ها بنا داشتند تحويل نهايي سوخت راكتور تهران به ايران را مشروط به تعليق غني سازي كنند. آخرين خبرها نشان مي دهد فرمول هايي كه طرف غربي با خود به ژنو مي آورد بسيار ارتجاعي تر از پيشنهاد وين است. اگرچه همانطور كه مقام هاي كشورمان به طور رسمي هم اعلام كرده اند بحث درباره مبادله و اساسا هيچ بحث هسته اي به جز مواردي كه در بسته 2008 ايران آمده، در دستور كار مذاكرات با 1+5 نخواهد بود اما اگر هم بنا باشد كه روزي مذاكرات با «گروه وين» از سر گرفته شود، جز بيانيه تهران مبناي ديگري براي آن قابل پذيرش نيست.

4- بحث هاي منطقه اي. و نهايتا، بدون ترديد باز كردن مسيري براي ورود به بحث هاي منطقه اي با ايران در صدر دستور كارهاي غرب در مذاكرات ژنو خواهد بود. اتفاقاتي كه ظرف دو ماه گذشته در عراق و لبنان (تشكيل دولت مالكي در عراق و سفر احمدي نژاد به لبنان)رخ داد به خوبي ابعاد قدرت منطقه اي ايران را براي آمريكا شفاف كرده است. متقابلا حاد شدن نيازهاي آمريكا در افغانستان و اذعان همه طرف ها به اينكه اين گره جز به دست ايران باز شدني نيست، مذاكرات منطقه اي را تبديل به يك گزينه اجتناب ناپذير در تعامل 1+5 با ايران كرده است. نكته اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه غربي ها ظاهرا مايلند مسائل منطقه اي را از ديگر مسائل مانند بحث هسته اي تفكيك كنند و تصور مي كنند در حالي كه فشارهاي غير قانوني خود به ايران را ادامه مي دهند ايران حاضر به همكاري با آنها در پرونده هاي منطقه اي خواهد بود. مقام هاي ايراني اعلام كرده اند، ايران همانطور كه در بسته سال 2008 خود روشن كرده مجموعه مسائل روي ميز را يك بسته واحد مي داند و فقط در شرايطي كه ربط ميان آنها شفاف شده باشد وارد مذاكره در اين مورد خواهد شد.

سرمقاله روزنامه کیهان در روز یکشنبه 14 آذر 1389