پرسش هایی از آقای ظریف در جلسه رای اعتماد

جلسه رای اعتماد مجلس به وزرای کابینه آقای روحانی فرصت بسیار خوبی است تا اندکی از ابهامی که در مواضع آقای محمد جواد ظریف درباره رویکردهای کلان امنیت ملی بویژه مسئله هسته ای وجود دارد کاسته شود.

سکوت آقای ظریف درباره موضوع هسته ای کمی طولانی شده است. به جز ارزیابی کلی و تقریبا خالی از جزئیاتی که اخیرا از جانب ایشان در کتاب «آقای سفیر» منتشر شده، جامعه تحلیلی کشور اطلاع دقیقی از ارزیابی ایشان از وضعیت فعلی و تاکتیک ها و راهبردهایی که برای خروج از این وضعیت در نظر گرفته است ندارد.

روز رای اعتماد فرصتی است برای اینکه از دیدگاه های آقای ظریف در این حوزه اندکی راززدایی شود. سوال های زیر، تلاشی است برای کمک به نمایندگان مجلس و همچنین خود آقای ظریف تا تصویری هر چه واقعی تر از خود به افکار عمومی، نظام تصمیم سازی راهبردی کشور، نخبگان و همچنین طرف های مذاکراتی ایران در گروه 1+5 عرضه کند.

1- نخستین سوال این است که آقای ظریف دوران جدید فرآیند اعتماد سازی را چگونه کلید خواهد زد؟ شیخ حسن روحانی تا کنون دو بار در دو کنفرانس خبری به ما گفته است که همچنان عقیده دارد تنها راه حل مسئله هسته ای ایران اعتمادسازی است. ما معنی این حرف را به خوبی می دانیم و بیش از دو سال در فاصله سال های 2002 تا 2005آن را آزموده ایم. سوال این است که دوران جدید اعتمادسازی دقیقا چه ساختاری خواهد داشت و تا چه حد شبیه گذشته خواهد بود؟ آقاس ظریف ارائه چه مقدار اطلاعات به کشورهای غربی را مجاز می داند؟ اگر فرآیند اعتمادسازی مستلزم تعطیل کردن تمام یا بخشی از تاسیسات حساس هسته ای کشور بود، ایشان چه توصیه ای به نظام خواهد کرد؟ همچنین اگر فرآیند اعتمادسازی منجر به پیشنهادی شبیه پیشنهاد 5 اوت 2005 به ایران شد که در آن غربی ها گفته بودند پس از تعطیلی تاسیسات هسته ای ایران برای دانشمندان بیکار شده شغل پیدا خواهند گرد، آقای ظریف چه واکنشی نشان خواهد داد؟

2- دومین نکته این است که اگر آقای ظریف و تیم مذاکره کننده اش جایی وسط کار دریافتند که درباره محاسبات غرب و هدف گذاری های راهبردی آن اشتباه می کرده اند و برای امریکا تشدید تحریم ها حتی از ساخته نشدن سلاح هسته ای توسط ایران هم مهم تر است و تحریم نه بخشی از دیپلماسی با اهداف عدم اشاعه بلکه بخشی از یک استراتژی امنیتی برای براندازی نظام است، آقای ظریف در پیش گرفتن چه سیاستی را به نظام توصیه خواهد کرد؟ اگر دولت امریکا در حین مذاکره با آقای ظریف و همکارانش به تشدید تحریم ها ادامه داد، از دید آقای ظریف چه سناریوهای مقابله ای قابل بررسی است؟ آیا اساسا ایران باید به فکر طراحی برای پاسخ دهی به تحریم ها باشد یا نه؟

3- آقای ظریف چه ضمانتی ارائه خواهد داد که ورود به فاز جدید اعتمادسازی با گروه 1+5 ارزش امتحان کردن دارد؟ بار قبل که ایران 5/2 سال خود را درگیر فرآیند اعتمادسازی کرد، نتیجه فاجعه بار از آب درآمد. چه ضمانتی هست که این فرآیند این بار به نتیجه ای بهتر ختم شود؟ اساسا آقای ظریف ارزش فناوری غنی سازی را چقدر می داند و عقیده دارد تا کجا باید برای آن هزینه داد؟ سقف هزینه مجاز و معقول تا کجاست؟ در سال های 2003-2005 آقای ظریف و دوستانشان عقیده داشتند محکم ترین تضمینی که می توان از غربی ها گرفت این است که مناسبات ایران و غرب تا حدی ارتقا پیدا کند که به هم زدن آن برای هیچ کدام از دو طرف نصرفد. آیا ارتقاء روابط میان ایران انقلابی و غرب سکولار تا این حد بدون دگرگونی در ماهیت یکی از دو طرف امکانپذیر است؟ فرض کنیم باشد، آیا غرب به دیگر دوستان خود اجازه تسلط به چنین فناوری را داده است؟ در دوران 2003-2005 دو طرف با دو هدفگذاری کاملا متفاوت وارد مذاکرات شدند یا لااقل چنین وانمود می کردند: طرف غربی به نام دریافت تضمین های عینی عملا خواهان توقف کل برنامه غنی سازی در ایران بود و اساسا هرگز غنی سازی را به عنوان بخشی از یک برنامه هسته ای صلح آمیز نپذیرفت؛ در حالی که طرف ایرانی تصور می کرد انتهای فرآیند اعتماد سازی تداوم بی دردسر غنی سازی خواهد بود (یا چنین وانمود می کرد.) تجربه نشان داد این غربی ها بودند که به هدف خود رسیدند نه طرف ایرانی. آیا اکنون الگویی متفاوت در ذهن آقای ظریف هست؟

4- پرسش مهم دیگر این است که آقای ظریف  ما به ازاها و خطوط قرمز را چگونه تعریف خواهد کرد؟ می دانم که ایشان خواهد گفت تصمیم گیرنده نیست و تصمیمات سطح بالا را اجرا می کند اما سوال این است که اگر از ایشان مشورت خواسته شود چه مشورتی خواهد داد؟ ایران در پیشنهاد مسکو غنی سازی 5 درصد را خط قرمز خود اعلام کرده، ما به ازای همکاری بیشتر با آژانس را –همان که آقای روحانی نام آن را شفاف سازی گذاشته است- لغو تحریم های یک جانبه قرار داده و ما به ازای غنی سازی 20 درصد را لغو تمامی تحریم ها. آیا آقای ظریف این معادله را قبول دارد؟ اگر نه، چه معادله ای را جایگزین آن خواهد کرد؟ اگر آقای ظریف از منظر حقوق بین الملل در معرض این پرسش قرار بگیرد که قطعنامه های شورای امنیت حق ایران را تعلیق کرده یا اعمال آن را، چه جوابی خواهد داد؟ آیا اساسا بخشی از برنامه هسته ای ایران هست که برای آقای ظریف ولو بلغ ما بلغ خط قرمز باشد؟

5- مرزهای شفاف سازی از دید آقای ظریف تا کجاست و شفاف سازی به عنوان وظیفه انجام خواهد شد یا به عنوان بخشی از یک مدالیته توافق شده و در مقابل ما به ازای های مشخص؟ در سال های 2003-2005 نه فقط پروتکل الحاقی اجرا شد بلکه دسترسی هایی فراتر از پروتکل هم به آژانس داده شد که آقای ناصری در گفت و گو با نگارنده نام آنها را دسترسی های شفاف ساز می گذاشت و عقیده داشت برای جلب اعتماد غرب لازم است. این دسترسی ها نه مشکلی را حل کرد و نه ما به ازایی داشت. حتی سقف و کف هم نداشت و عملا صرف اراده آژانس برای آن تولید حق می کرد. در همین فرآیند بود که بخش بزرگی از اطلاعات محرمانه و سری کشور در اختیار سرویس های غربی قرار گرفت و ابزار فشار و بهانه جویی آنها را -تا همین حالا – مهیا کرد؟ وقتی آقای روحانی و آقای ظریف از شفاف سازی حرف می زنند حدود و ثغور این مفهوم تا کجاست؟ آیا دوباره ما به یک فرآیند طولانی مدت اصلاح و تکمیل اظهار نامه های چند هزار صفحه ای باز خواهیم گشت؟ آیا این شفاف سازی برنامه های آینده ایران را هم شامل می شود؟

6- نظر آقای ظریف در باره اطلاعات واضح ارائه شده از سوی برخی منابع معتبر امریکایی مبنی بر اینکه نهایتا امریکا قصد اجرای مدل افریقای جنوبی را در ایران دارد چیست؟ در این مدل از ایران خواسته می شود بپذیرد زمانی یک برنامه تسلیحات هسته ای داشته، سپس از ایران خواسته می شود نقشه راهی طولانی مدت برای مطمئن شدن غرب از اینکه این برنامه اکنون دیگر متوقف شده را اجرا کند و نهایتا در انتهای این فرآیند –که معلوم نیست چقدر طول بکشد- درباره در اختیار داشتن بخشی از یک برنامه صلح آمیز هسته ای با ایران مذاکره خواهد شد. اگر چنین نقشه راهی در مقابل آقای ظریف گذاشته شود او چه واکنشی نشان خواهد داد؟

7- آیا آقای ظریف پیشرفت های فنی را پشتوانه دیپلماسی و باعث افزایش قدرت چانه زنی می داند یا اینکه عقیده دارد این پیشرفت هایی فقط دردسرهای مذاکراتی برای دیپلمات ها را افزایش می دهد؟ اساسا نگاه آقای ظریف به پیشرفت های فنی 8 سال گذشته در برنامه هسته ای چیست و قیمت آنها را چقدر می داند و خود اگر بود تا چه میزان پیشرفت فنی در برنامه هسته ای را توصیه می کرد؟

8- آیا آقای ظریف عقیده دارد غرب در نگرانی اش درباره ما حق دارد؟ در منازعه هسته ای میان ما و غرب، تا چه حد حق با غربی هاست و چرا؟

9- از دید آقای ظریف امریکا برای شکل دادن به یک فرآیند مذاکراتی محترمانه یا برای شکل دادن به یک توافق نهایی چقدر قابل اعتماد است؟ آیا امریکا در هدف گذاری های اعلامی اش درباره ایران صادق است؟ مذاکره مستقیم دو جانبه تا چه حد ضروری است و چه منافعی برای ما دارد؟ آیا امریکا در اینکه می گوید نگران ساخت سلاح هسته ای در ایران است، صادق است؟ امریکا چقدر قدرت تصمیم گیری مستقل از اسراییل را دارد؟ و مسئله اسراییل یک مسئله ایدئولوژیک است یا یک مسئله منطبق با منافع ملی یا هر دو؟

10- آقای ظریف بهترین راه قطع فشارها بر ایران را چه می داند؟ آیا هیچ فرآیند اعتمادسازی و مذاکراتی وجود دارد که در کوتاه مدت به تعدیل تحریم ها بینجامد؟ ما به ازاهایی که غرب در مذاکرات آلماتی 1 به ایران پیشنهاد داد (کاهش آمادگی فردو در ازای عدم اجرای تحریم طلا و پتروشیمی) چقدر ارزشمند است؟ به طور کلی، آقای ظریف راه کاهش تحریم ها را افزایش توان و خودکفایی داخلی می داند یا اعتمادسازی با غرب و امتیازدهی در حوزه هسته ای؟ آیا آقای ظریف می تواند ضمانت کند که حتی اگر در حوزه هسته ای ضمانت و امتیازهایی داده شود حتما طرف امریکایی وارد کاهش موثر تحریم ها در حوزه مالی و انرژی خواهد شد؟ اساسا با شناختی که آقای ظریف از دینامیسم تصمیم سازی در امریکا دارد، آیا سیاست داخلی در امریکا اجازه کاهش موثر تحریم ها را می دهد؟

 این یادداشت روز سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ در خبرگزاری تسنیم منتشر شده است.