رسانه ابزار براندازی؟
دست های خالی
ماهیت پروژه براندازی چیست
وزير اطلاعات هفته گذشته با عباراتي كوتاه و كلي از رئوس پروژه هايي كه براي براندازي نظام جمهوري اسلامي در دستور كار دشمن است سخن گفت. رسانه هاي غربي خصوصا يكي دو سايت اينترنتي مانند روزآنلاين و بي بي سي فارسي كه نقش هماهنگ كننده جريان ضد انقلاب را برعهده دارند، مثل هميشه سعي كردند اين صحبت ها را علائمي از شروع يك دوره جديد از بگير و ببند و اعمال محدوديت بر فعاليت هاي روشنفكري و رسانه اي جلوه دهند. از اين سو اما تحليلگران اصولگرا هنوز هيچ تحليلي از اصل آنچه محسني اژه اي تلويحاً درصدد بيان آن بود ارائه نداده اند، در حالي كه با اطمينان مي توان گفت آنچه وزير اطلاعات از آن سخن گفت تقريبا دقيق ترين اظهارنظر در جمع بندي پروژه هايي بود كه هم اكنون عليه اساس نظام جمهوري اسلامي در حال اجراست.

محسني اژه اي طرح هاي براندازي دشمن را در 3عنوان خلاصه كرد: 1-تلاش براي ايجاد شكاف و اختلاف ميان نيروهاي انقلاب 2-تخريب فيزيكي و شخصيتي نيروهاي انقلاب و 3-ناكارآمد جلوه دادن نظام جمهوري اسلامي و براندازي نرم.
دقتي اندك در محورهايي كه وزير اطلاعات از آنها سخن گفته نشان مي دهد تقريبا تمامي طرح هاي براندازي دشمن- به استثناي مورد مربوط به تخريب فيزيكي كه ظاهرا چندان هم جدي نيست- «ماهيت رسانه اي» دارد و طي حدود يك سال گذشته تعقيب اين محورها دغدغه اصلي برخي رسانه هاي خاص بوده است.
با مروري كوتاه بر مطالب منتشر شده توسط برخي رسانه هاي خاص شواهدي كاملا جدي مي توان يافت از تلاش بي امان آنها در به وجود آوردن جبهه ها و مرزبندي هاي جديد ميان نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي در قالب عنوان ها و توصيف هاي مختلف.
بسياري از جبهه بندي هاي سياسي در ايران پيش از آنكه وجود واقعي پيدا كنند- بعضي از آنها هنوز هم وجود خارجي ندارند- وجود رسانه اي پيدا كرده اند.
جالب تر از اين مواردي را مي توان سراغ گرفت كه به رسانه ها اگر نگاه كنيد چنين به نظر مي رسد كه جنگي خونين ميان فلان و بهمان گروه يا رجل سياسي در جريان است در حالي كه آنچه واقعا ميان آنها وجود داشته از حد يك بحث متعارف سياسي فراتر نمي رفته است. همينطور صفحات برخي روزنامه ها و سايت هاي اينترنتي مملو از شواهدي است كه از پروژه هاي پي درپي آنها براي تخريب شخصيت هاي وجيه و دلسوخته انقلاب حكايت مي كند. در مواردي اين رسانه ها تصويرهايي چنان تحريف شده و بغض آلود از برخي افراد و جريانات به دست داده اند كه وقتي امكان ديداري رو در رو براي بعضي با آن افراد تخريب شده دست مي دهد، به سختي مي توانند باور كنند اين كه مي بينند همان است كه تا ديروز در فلان روزنامه و سايت درباره اش مي خوانده اند. نمونه هاي مربوط به تلاش براي ناكارآمد نشان دادن دولت جمهوري اسلامي خصوصا پس از روي كار آمدن دولت نهم «عياني» است كه حاجت به بيان ندارد.
ساده ترين نتيجه اي كه از اين تحليل ابتدايي مي توان گرفت اين است كه آنچه وزير اطلاعات از آن به عنوان پروژه هاي براندازي ياد كرده چند ماه است كه به طور جدي در دستور كار برخي روزنامه ها و رسانه هاي خاص قرار دارد. به عبارت ديگر پروژه هاي براندازي دشمن به يك معنا بهتر از هر جاي ديگر لابلاي مطالب برخي رسانه ها ظهور مي كند و وزير اطلاعات هم در مقام افشاي پروژه براندازي دشمن- اسمي كه ممكن است اندكي رعب آور باشد- كاري جز توصيف فعاليت روزمره برخي رسانه ها انجام نداده است.
اينكه رسانه ها در كشوري بدل به ابزار براندازي شده باشند چندان عجيب نيست. اين در واقع بخشي شناخته شده از تئوري براندازي نرم است كه تاكيد مي كند در مقابل يك تلاش دستجمعي براي براندازي يا بايد بي تفاوت باشند يا به آن بپيوندند.
به وجود آمدن چنين ديدگاهي از حيث روانشناختي جز با يك عمليات رسانه اي مستمر و برنامه ريزي شده امكانپذير نخواهد بود. آنچه عجيب است اين است كه به نظر مي رسد غربي ها روي رسانه به عنوان «اصلي ترين» ابزار براي مواجهه با نظام جمهوري اسلامي حساب كرده اند. اين رويكرد را البته نبايد ناشي از اين دانست كه آمريكايي ها دريافته اند قدرت رسانه بيشتر از ديگر ابزارهاي براندازي است، بلكه احتمالاً اقبال آنها به اين روش بيش از هر چيز ناشي از اين است كه احساس مي كنند دستشان پاك خالي است و ابزار ديگري باقي نمانده است. همه روش هايي كه به نوعي امكان بهره برداري از آنها براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي وجود داشت، تا امروز به حداكثري ترين شكل ممكن از جانب غربي ها به كار گرفته شده و امتحان پس داده است. عمليات رواني- رسانه اي ظاهرا آخرين تير مانده در اين تركش است كه ناچار بايد آن را هم آزمود. اين انتخابي از سر ناچاري و اضطرار است نه محصول تدبير و اختيار. به تعبير دقيق تر روي آوردن به جنگ رسانه اي و استفاده از ترفندهاي عمليات رواني و سرمايه گذاري فوق العاده روي آن قبل از هر چيز نشان از آن دارد كه دشمن در كمال نااميدي خود را ناگزير از پيمودن راه هايي مي بيند كه اگرچه چندان قوتي و قدرتي در آن و اميدي به ثمربخشي آن نيست ليكن تنها راه باقي مانده است و آن سوتر در صورتي كه اين روش هم به نتيجه نرسد، بايد ختم پروژه هاي پي درپي براندازي را اعلام كنند.
با اين وجود مي توان حدس زد كه نبرد نرم طي ماه هاي آتي در فضاي رسانه ها اوج خواهد گرفت. انتخابات مجلس هشتم بي گمان نفتي بر اين آتش خواهد فشاند اما اصل قصه همان طراحي مفصلي است كه براي استفاده از ظرفيت رسانه ها براي گشودن جبهه هاي جديد پيش روي سرمايه هاي ملي خصوصا جبهه اصولگرايان انجام شده است.
سرمقاله روزنامه کیهان در روز سه شنبه 23 مرداد 1386